بادبان – نعیم نوربخش – آیا تا کنون شده رمان معروفی را با هیجان شروع کرده باشید اما بعد از خواندن صد صفحه، آن را کنار گذاشته و دیگر سراغش نرفته باشید؟ در قفسهی کتاب تقریباً هر خوانندهای، یک یا چند کتاب «نیمهکاره» وجود دارد؛ کتابهایی که با شور و اشتیاق شروع شدهاند، اما در نیمهی راه رها شدهاند و شاید حالا با نگاهی ملامتبار به ما زل زدهاند. اگر شما هم این تجربه را داشتهاید، بدانید که تنها نیستید. برخی از بزرگترین و تحسینشدهترین آثار ادبی جهان، به طور بدنامی سختخوان هستند و آمارها نشان میدهد که درصد بالایی از خوانندگان هرگز آنها را به پایان نمیرسانند. خواندن این رمانها فراتر از یک سرگرمی بلکه بیشتر یک ماراتن واقعی استقامت و تمرکز قلمداد میشود. اینها کتابهایی هستند که اغلب در فهرست «باید خواند» همه قرار دارند، اما در عمل، بسیاری از خوانندگان را در همان فصلهای ابتدایی یا میانی زمینگیر میکنند. از پیچیدگیهای زبانی گرفته تا حجم زیاد یا سنگین بودن مفاهیم فلسفی، دلایل زیادی برای این اتفاق وجود دارد. این مقاله به بررسی رمانهایی میپردازد که تقریباً همه شروع میکنند، اما عدهی کمی موفق به تمام کردن آنها میشوند. آیا کتاب نیمهکارهی شما هم در این فهرست قرار دارد؟
۱- موبی دیک – هرمان ملویل
«موبی دیک» اثر هرمان ملویل، داستانی کلاسیک درباره وسواس فکری است. مضمون آن عمیقاً به صنعت صید نهنگ میپردازد. این رمان به خاطر داشتن فصلهای درباره جنبههای تاریخی و فنی صید نهنگ مشهور است؛ امری که خواندن آن را به کاری دلهرهآور تبدیل میکند. بسیاری از خوانندگان احساس میکنند در انبوهی مطالب تخصصی غرق شدهاند و اغلب قبل از اینکه کاپیتان اَهَب (Ahab) اصلاً با آن نهنگ بدنام روبرو شود، کتاب را رها میکنند. طبق نظرسنجی گودریدز(Goodreads)، حدود ۶۰ درصد از خوانندگان اعتراف کردهاند که این اثر عظیم ادبی را به پایان نرساندهاند و این نشاندهنده ماهیت چالشبرانگیز آن است. نمادگرایی پیچیده و تاملات فلسفی کتاب گاهی شبیه به گشتوگذار در اقیانوسی پهناور بدون قطبنماست. نوشتههای ملویل به عمق همان دریایی است که توصیف میکند و اغلب خوانندگان را در پهنه بیکران خود سرگردان رها میکند.
۲- مزاح بیپایان – دیوید فاستر والاس
«مزاح بیپایان» اثر دیوید فاستر والاس، یک شاهکار پستمدرن است که نه تنها حجم آن بیشتر از ۱۰۰۰ صفحه است، دارای شبکهای پیچیدهای از پاورقیها نیز هست. پیچیدگی روایت میتواند یک تفنن ذهنی باشد اما باعث میشود بسیاری از خوانندگان آن را حوالی صفحه ۲۰۰ رها کنند. مطالعهای توسط نیویورک تایمز نشان داد که تقریباً ۷۰ درصد از خوانندگان هرگز این رمان را تمام نکردهاند و اغلب در پیرنگ هزارتو مانند داستان و فهرست بلند بالای شخصیتهای آن احساس گمگشتگی کردهاند. نثر والاس مانند جنگلی انبوه است که در آن هر کلمه یک درخت است و طرح داستان، مسیری پرپیچوخم که استقامت کاشفان خود را میآزماید. پاورقیهای تودرتو (پاورقی در پاورقی) مانند یک هزارتو عمل میکنند و سفر را برای کسانی که جرات ادامه دادن دارند، پیچیدهتر میسازند.
۳- جنگ و صلح – لئو تولستوی
«جنگ و صلح» اثر لئو تولستوی به عنوان یکی از بزرگترین رمانهای ادبیات شناخته میشود، با این حال بیش از ۱۲۰۰ صفحه است و صدها شخصیت را معرفی میکند. بسیاری از خوانندگان قبل از اینکه ناپلئون اصلاً وارد داستان شود، کتاب را کنار میگذارند. تحقیقات نشان میدهد که تنها حدود ۲۵ درصد از خوانندگان این حماسه را به پایان میرسانند، زیرا حجم بالای مطالب میتواند ترسناک باشد. رمان تولستوی شبیه به یک سمفونی باشکوه است که در آن هر شخصیت، سازی منحصربهفرد مینوازد که به کل [اثر] کمک میکند. با این وصف، پیچیدگیهای این شاهکار ادبی میتواند کسانی را که بدون آمادگی قبلی آن را برمیدارند، در ژرفای خود غرق کند.
۴- اولیس – جیمز جویس
«اولیس» اثر جیمز جویس به خاطر سبک متراکم و «جریان سیال ذهن» خود مشهور است. داستان آن در طول یک روز در دوبلین اتفاق میافتد. پیچیدگی زبان و ساختار اغلب باعث میشود خوانندگان پس از فصل اول آن را رها کنند. نظرسنجی انجمن زبان مدرن (Modern Language Association) نشان میدهد که حدود ۵۰ درصد از خوانندگان، این اثر چالشبرانگیز را به پایان نمیرسانند، زیرا بسیاری احساس میکنند برای درک کامل ظرایف آن به آموزش تخصصی ادبی نیاز دارند. روایت جویس مانند رودخانهای است که با افکار و ایدههایی جریان دارد که اگر خوانندگان مراقب نباشند، میتواند آنها را با خود ببرد. خواندن این کتاب نیازمند صبر و پشتکار است؛ ویژگیهایی که اغلب در کسانی که به جریان ادبی آن عادت ندارند، کمیاب است.
۵- برادران کارامازوف – فئودور داستایفسکی
«برادران کارامازوف» اثر فئودور داستایفسکی، کاوشی فلسفی در باب اخلاق است که شامل مونولوگهای طولانی و بحثهای عمیق میشود. بسیاری از خوانندگان با شگفتی درمییابند که این رمان صرفاً یک معمای جنایی نیست و این امر منجر به آن میشود که تعداد قابل توجهی آن را کنار بگذارند. تحقیقات نشان میدهد که حدود ۴۰ درصد از خوانندگان این رمان را رها میکنند که اغلب به دلیل مضامین سنگین و ضرباهنگ آن است. اثر داستایفسکی مانند یک مناظره فلسفی است که شرکتکنندگان خود را برای زیر سوال بردن باورهایشان به چالش میکشد. عمق رمان، هم بزرگترین نقطه قوت و هم سهمگینترین چالش آن است که خوانندگان را ملزم میکند تا در سطحی عمیق با ایدههای آن درگیر شوند.
۶- بینوایان – ویکتور هوگو
«بینوایان» اثر ویکتور هوگو داستانی باورنکردنی و پر از شخصیتهای غنی است، اما همچنین حاوی مقالات تاریخی مفصلی است که میتواند جریان روایت را مختل کند. در حالی که بسیاری از خوانندگان مجذوب سفر ژان والژان میشوند، اغلب در برابر حاشیهرویهای هوگو صبر خود را از دست میدهند. آمارها نشان میدهد که تقریباً ۵۰ درصد از خوانندگان، این رمان طولانی را به پایان نمیرسانند، زیرا با بستر تاریخی آن کشمکش دارند. روایت هوگو مانند یک پردهی نگارینو پیچیده است که هر نخ آن به تصویر کلی کمک میکند. با این حال، نخهای تاریخی میتوانند مانند گرههایی احساس شوند که طرح کلی را به هم میریزند و صبر و استقامت خوانندگان را میآزمایند.
۷- اطلس شانههایش را بالا انداخت – آین رند
«اطلس شانههایش را بالا انداخت» اثر آین رند (Ayn Rand) به بررسی مضامین فلسفی، سرمایهداری و فردگرایی میپردازد، اما به خاطر خطابههای طولانیاش بدنام است که برخی از آنها تا ۶۰ صفحه طول میکشد. بسیاری از خوانندگان تا زمانی که جان گالت (John Galt) مونولوگ خود را آغاز میکند، علاقه خود را از دست میدهند. نظرسنجی موسسه آین رند نشان داد که حدود ۵۵ درصد از خوانندگان کتاب را تمام نمیکنند و اغلب از بحثهای طولانی و کشدار به عنوان عاملی بازدارنده یاد میکنند. رمان رند مانند یک کوه فلسفی است، هر فصل آن یک صعود شیبدار است که اراده خوانندگانش را میآزماید. فراز و نشیبهای ایدئولوژیک کتاب، کسانی را که برای فتح ایدههای سر به فلک کشیدهی آن تلاش میکنند، به چالش میکشد.
۸- سیلماریلیون – جی. آر. آر. تالکین
«سیلماریلیون» اثر جی. آر. آر. تالکین، اسطورهشناسی غنی سرزمین میانه را ارائه میدهد، اما به سبکی ارائه شده که یادآور یک کتاب درسی تاریخ باستان است. در حالی که بسیاری از طرفداران «ارباب حلقهها» این کتاب را شروع میکنند، تعداد کمی از پسِ اسامی و جدولهای زمانی گستردهی آن برمیآیند. دادههای انجمنهای هواداری نشان میدهد که حدود ۷۰ درصد از خوانندگان، آن را کامل نمیکنند، زیرا تراکم اطلاعات میتواند طاقتفرسا باشد. اثر تالکین مانند یک طومار باستانی است، پر از افسانهها و دانشی که نیاز به مطالعه دقیق دارد. عمق دنیای اساطیری آن میتواند هم شگفتانگیز و هم سهمگین باشد و بسیاری از خوانندگان را در وسعت آن سرگردان رها کند.
۹- میدل مارچ – جورج الیوت
«میدل مارچ» اثر جورج الیوت، تصویری درخشان از جامعه قرن نوزدهم است، اما ضرباهنگ کند و حاشیهرویهای فلسفی آن میتواند خوانندگان را بازدارد. بسیاری حفظ علاقه پس از چند فصل اول را چالشبرانگیز میدانند. مطالعات نشان میدهد که حدود ۵۰ درصد از خوانندگان، این رمان را رها میکنند که اغلب به دلیل شخصیتپردازی پیچیده و تفسیرهای اجتماعی آن است. سبک روایت الیوت مانند یک نقاشی پر از جزئیات است، هر ضربه قلممو عمقی بوم بر عمق داستان میافزاید. بررسی موشکافانه طبیعت پیچیده انسان میتواند هم روشنگر و هم خستهکننده باشد و خوانندگان را درگیر مضامین پیچیدهاش کند.
۱۰- خشم و هیاهو – ویلیام فاکنر
«خشم و هیاهو» اثر ویلیام فاکنر از چهار دیدگاه مختلف روایت میشود، از جمله بخشی گیجکننده به سبک جریان سیال ذهن. بسیاری از خوانندگان قبل از اینکه بتوانند روایت را کنار هم بچینند، خواندن را متوقف میکنند. نظرسنجی منتقدان ادبی نشان داد که تقریباً ۵۵ درصد از خوانندگان، این رمان را تمام نمیکنند، زیرا پیچیدگی آن میتواند خستهکننده باشد. این اثر فاکنر مانند آینهای شکسته است، هر دیدگاه، قطعهای است که وجهی متفاوت از داستان را منعکس میکند. ساختار از هم گسیخته رمان، خوانندگان را به چالش میکشد تا قطعات را در قالب یک کل منسجم جمعآوری کنند؛ وظیفهای که میتواند هم ارزشمند و هم گیجکننده باشد.
منبع: festivaltopia













