بادبان – نعیم نوربخش – قرار نبود ادبیات وحشت فقط به «جامپ اسکِر» (ترسهای ناگهانی) یا هیولاهای پنهان در تاریکی محدود نشود (اگرچه در این کار هم فوقالعاده عمل کرده است). بهترین نمونههای داستانی در حوزه ژانر وحشت به واسطه فاش کردن یکی از ابعاد پنهان سرشت انسان، مخاطب را در گرداب ترس و دلهره گرفتار میسازد- یعنی همان ترس ما از انزوا، قدرت، گناه و تغییر. این داستانها در پرتو یک فضاسازی تیره و تار مثلا از قلعههای گوتیک گرفته تا خانههای ویلایی حومهای، از وحشت همچون آینهای استفاده میکنند تا اضطراب مردم عصر خود و خصایصی را بازتاب دهند که ترجیح میدهیم در خودمان نادیده بگیریم.
در طول دو سده گذشته، وحشت مدام خود را بازآفرینی کرده است – اکنون این گونه ادبی از هراس اخلاقیِ «فرانکنشتاین» و «دراکولا» عبور کرده و به تسخیرشدگی روانیِ شرلی جکسون و کابوسهای جسمانی و سوررئال نویسندگان مدرنی مانند کارمن ماریا ماچادو و هان کانگ تغییر چهره داده است. این رمانها، چه از طریق ارواح سرگردان و قاتلان زنجیرهای و چه پریشانیهای روحی ناشی از عشق و تنها ماندن، ثابت میکنند که ترس یکی از ماندگارترین زبانهای ادبیات است. در ادامه ۱۴ اثر داستانی برتر در حوزه ژانر وحشت را به خوانندگان وفادار بادبان و عاشقان کتاب معرفی میکنیم.
۱- درخشش نوشته استیون کینگ The Shining
در هتلی دورافتاده که زیر چادری از برف مدفون شده است، نویسندهای در تنگنا که همراه خانواده خود سرایدار آن شده است، تسلیم جنون و ارواح خبیث میشود. ترکیب فروپاشی روانی و تهدیدات فراطبیعی، این اثر را به یکی از محبوبترین رمانهای کینگ تبدیل کرد.
۲- تسخیر عمارت هیل نوشته شرلی جکسون The Haunting of Hill House
چهار پژوهشگر در جستوجوی شواهدی مبنی بر وجود امور فراطبیعی وارد یک عمارت قدیمی میشوند. نتیجه، زوال عقل و فروپاشی تدریجی روانی در رمانی است که داستانِ کلیشهای یک عمارت جنزده را به مطالعهای هولناک درباره تنهایی، سرکوب و شوق دلدادگی تبدیل میکند.
۳- دکتر جکیل و آقای هاید نوشته رابرت لوئیس استیونسون Strange Case of Dr Jekyll and Mr Hyde
این رمان کوتاه (نوولا) و زیبا از استیونسون، دوگانگی خیر و شر را به واسطه دوگانگی شخصیت یک مرد محترم بررسی میکند. راز ماندگاری این کتاب در سادگی آن نهفته است و البته در این واقعیت که موفق میشود همانقدر که هوشمندانه بر وجه اخلاقی مضمون داستان تأکید دارد، مو بر تن خواننده سیخ کند.
۴- بوی شر میآید نوشته ری بردبری Something Wicked This Way Comes
وقتی یک کارناوال مرموز، یک هفته قبل از هالووین، به شهری کوچک میآید، دو پسر نوجوان نمیتوانند در برابر وسوسه ورود به قلب تاریک آن مقاومت کنند. نثر شاعرانه بردبری، وحشتِ بزرگ شدن و به بلوغ رسیدن و خطر اغوا کننده رسیدن به تمام خواستهها را به خوبی به تصویر میکشد.
۵- دلبند نوشته تونی موریسون Beloved
داستان این شاهکار ادبی که برنده جایزه پولیتزر نیز شده است، در آخرین سالهای منتهی به لغو بردهداری در اواسط قرن نوزدهم آمریکا رخ میدهد. کالبد مادری توسط شبح دخترش تسخیر میشود. موریسون امر فراطبیعی را به زبانی برای بیان تروما، وحشتهای تاریخی و عادت خودداری از مدفون مانند اسرار گذشته در گذر زمان تبدیل میکند.
۶- بدنش و مهمانیهای دیگر نوشته کارمن ماریا ماچادو Her Body and Other Parties
این مجموعه داستان ماچادو، ژانرهای وحشت، اروتیکا و سوررئالیسم را در هم میآمیزد تا بدن زنان را بهعنوان محملی برای ترس و سلطه بررسی کند. هر داستان نمونهای فمنیستی از بازآفرینی این ژانر تلقی میشود – اغوا کننده، دلهرهآور و عمیقاً سیاسی، بدون آنکه داستان حس رازآلودگی و هراسآوری خود را از دست بدهد.
۷- فرانکنشتاین نوشته مری شلی Frankenstein
دانشمندی جوان به کالبدی بیجان، حیات میبخشد، اما در نهایت مخلوق خود را پس میزند. رمان شلی، گونه تراژدی گوتیک را با نمونههای ابتدایی از داستانهای علمی-تخیلی در هم میآمیزد و به کاوش ابعاد اهریمنی جاهطلبی بشر مانند عدم مسئولیتپذیری و بیگانگی میپردازد. پیچیدگی اخلاقی این رمان پس از دو قرن همچنان طنینانداز است.
۸- غریبه کوچولو نوشته سارا واترز The Little Stranger
در یکی از بهترین آثار مُرعوبکننده ادبی مدرن، یک پزشک روستایی با یک مِلک رو به زوال انگلیسی و ساکنان آشفتهاش درگیر میشود. واترز داستان ارواح را با نقد طبقاتیِ پس از جنگ ترکیب میکند و خوانندگان را در این عدم قطعیت رها میکند که آیا این تسخیرشدگی، فراطبیعی است یا اجتماعی.
۹- دراکولا نوشته برام استوکر Dracula
این اثر کلاسیک ویکتوریایی که از طریق نامهها و یادداشتهای روزانه روایت میشود، داستان مرد جوانی را دنبال میکند که به ترانسیلوانیا سفر میکند تا به یک کُنت برای خرید خانهای در لندن کمک کند – اما در نهایت حقایق وحشتناکی را درباره ارباب رجوع خود کشف میکند. بررسی استوکر از هویت، علم و جنسیت، یک الگو برای بیشمار داستانهای خونآشامی خلق کرد.
۱۰- گیاهخوار نوشته هان کانگ The Vegetarian
در این مطالعه سوررئال درباره کنترل و استقلال بدنی، یک زن آرام اهل کرهجنوبی تصمیم میگیرد خوردن گوشت را متوقف کند – اقدامی خرابکارانه و بیسابقه که هرجومرج از دل آن بیرون میآید. نثر هان کانگ، موجز، هیپنوتیزمکننده و آغشته به هراس اگزیستانسیالیستی است.
۱۱- تنگ اهریمنی (سختتر شدن اوضاع) نوشته هنری جیمز The Turn of the Screw
در یک خانه روستایی پر از اشباح، یک معلم سرخانه معتقد است که دو کودک توسط ارواح خبیث تسخیر شدهاند. خویشتنداری و پیچیدگی روانشناختی این رمان وهمآلود، الهامبخش بحثهای بیپایان – و بازتفسیرهای بیشماری از وحشتهای گریزپای آن – بوده است.
۱۲- زن سیاهپوش نوشته سوزان هیل The Woman in Black
این اثر قبل از این که به یک نمایشنامه تحسینشده و یک فیلم ترسناک با بازی دنیل رادکلیف تبدیل شود، یک رمان مو به تن سیخکننده بود. داستان، ماجرای یک وکیل را دنبال میکند که برای رسیدگی به امور یک ملک فرستاده میشود، جایی که او با یک هیبت شبحگون در نزدیکی یک مرداب منزوی روبرو میشود. کتاب، فضای داستانهای ارواح ویکتوریایی را به خوبی تداعی میکند.
۱۳- جعبه پرنده نوشته جاش مالرمن Bird Box
در دنیایی که دیدن موجودات مرموز، مردم را به خودکشی وامیدارد، مادری با چشمبند در مسیر بقا حرکت میکند. نثر ساده و عریانِ مالرمن و تنش بیوقفه آن، این اثر را به یک کلاسیکِ فوری در ژانر وحشت پسا-آخرالزمانی تبدیل میکند که به ترسهای ذاتی بشر نقب میزند.
۱۴- سکوت برهها نوشته توماس هریس The Silence of the Lambs
کلاریس استارلینگ، کارآموز FBI، برای دستگیری یک قاتل دیگر، از یک قاتل زندانی به نام هانیبال لکتر، کمک میگیرد. هریس رئالیسم رویهای (procedural) را با وحشت روانشناختی در هم میآمیزد و رمانی خلق میکند که در عین حال هم موشکافانه و هم کاملاً دلهرهآور است.
منبع: inews

















