بادبان – جواد کراچی – هیلده دومین (۱۹۰۹ – ۲۰۰۶) از برجستهترین شاعران آلمانیزبان سده بیستم و از صداهای ماندگار شعر پس از جنگ آلمان به شمار میرود؛ شاعری که زندگیاش را تبعید شکل داد و زبان برای او به پناهگاه و وطن بدل شد. نام هنری «دومین» را از جمهوری دومینیکن، تبعیدگاه سالیان دشوارش، برگرفت؛ نشانی از اینکه جغرافیای رنج نیز میتواند به هویت ادبی تبدیل شود.

او فرزند پائولا تریر و اوگن زیگفرید لوونشتاین، وکیل برجستهٔ کلن بود. تحصیلاتش را در مدرسه دخترانه کلن آغاز کرد و در ۱۹۲۹ به رشتهٔ حقوق در دانشگاه هایدلبرگ راه یافت. یک سال بعد به برلین رفت و همانجا با شنیدن یکی از سخنرانیهای هیتلر و مطالعه کتاب «نبرد من» بهدرستی خطر فاشیسم را دریافت. این آگاهی زودهنگام، بعدها در تجربهٔ تبعید و در حساسیت اخلاقی شعرش نقشی تعیینکننده یافت.
او در ۱۹۳۱ با اروین والتر پالم، دانشجوی یهودی باستانشناسی آشنا شد و این آشنایی به پیوندی عمیق انجامید. هر دو در ۱۹۳۲ به رم گریختند؛ آغازی بر سالهای تبعید. دومین در دانشگاه لاساپینتسا به تحصیل ادامه داد، با تدریس زبان آلمانی هزینهٔ زندگی خود را تأمین میکرد و همزمان به همسرش در پژوهشهایش یاری میرساند. او در ۱۹۳۵ دکترای علوم سیاسی گرفت و در ۱۹۳۶ در رم با پالم ازدواج کرد.
وی پس از جنگ، مدتی در جمهوری دومینیکن زیست و از ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۲ در دانشگاه سانتو دومینگو زبان آلمانی تدریس کرد. در ۱۹۵۵ نیز کتابی درباره معماری استعماری اسپانیا منتشر ساخت که در آن، خود عهدهدارِ ویرایش و عکاسی بود. فعالیت ادبیِ رسمیاش از ۱۹۴۶ آغاز شد اما شهرت گستردهترش با بازگشت به آلمان در ۱۹۵۴ و انتشار شعرهایش با نام مستعار «دومین» رقم خورد. او سالهایی میان آلمان و اسپانیا در رفتوآمد بود و با شاعرانی چون ویسنته آلکساندره در میرافلورس د لا سیهرا آشنا شد؛ آشناییای که به ترجمهها و همکاریهای ادبی در مجلهٔ Caracola انجامید.
هیلده دومین نخستین مجموعه شعرش با عنوان «تنها یک گل سرخ بهعنوان تکیهگاه» را در سال ۱۹۵۹ منتشر کرد. چون ناشران از چاپ نخستین کتاب شاعری که از پنجاهسالگی گذشته بود تردید داشتند، سال تولدش را بهجای ۱۹۰۹، ۱۹۱۲ اعلام کردند؛ تحریفی که خود او سرانجام در ۱۹۹۹، همزمان با نودمین سالگرد واقعی تولدش، اصلاح کرد. افزون بر شعر، داستان کوتاه و رمان «بهشت دوم» را نیز نوشت؛ رمانی مونتاژی که وجهی دیگر از تجربهٔ زبانی و روایی او را نشان میدهد. بعدها به مقالهها و پژوهشهای ادبی نیز روی آورد، از جمله در نوشتهٔ تأملبرانگیز «امروز شعر به چه کار میآید؟» که اولا هان نیز در سخنرانیاش به مناسبت جایزهٔ فریدریش هولدرلین در ۱۹۹۲ از آن یاد کرد. دومین همچنین مترجم، ویراستار و پشتیبان شاعران جوان بود.

خودش را «رهروی بر لبهٔ پرتگاه» میدانست: انسانی که جهانهای بسیار را از سر گذرانده، اما هرگز خاکی محکم زیر پای خویش احساس نکرده است. تجربهٔ تعقیب سیاسی و سالهای تبعید، درونمایههای اصلی شعرش را شکل دادند: هویت، کرامت، زبان، امید و امکان رابطهٔ انسانی. شعر او بر ریتمهای آزاد، سادگی فریبنده و شفافیتی تکیه دارد که از دلِ زخمی عمیق برمیخیزد. برای دومین، واژهٔ شاعرانه و زبان آلمانی پناهگاهی امن بود، اما اعتماد به دوام روابط انسانی تا پایان عمر برایش شکننده ماند.
او بارها میگفت که برای نویسنده، شجاعت یعنی خود بودن، حقیقت را تحریف نکردن و مخاطب را قادر ساختن به شنیدن. همین منش، در شعرخوانیهایش نیز دیده میشد؛ هر شعر را دو بار میخواند و در زندانها، مدارس و کلیساها نیز برای مخاطبان شعر میخواند. در نیمسال زمستانی ۱۹۸۷/۱۹۸۸، پس از اینگبورگ باخمان، ماری لوئیزه کاشنیتس و کریستا ولف، چهارمین زنی بود که سخنرانیهای معتبر بوطیقای فرانکفورت را بر عهده گرفت. همچنین در ۱۹۸۹/۱۹۹۰ کرسی استادی بوطیقا در آکادمی علوم و ادبیات دانشگاه ماینتس را پذیرفت.
دومین از ۱۹۳۰ عضو حزب سوسیالدموکرات آلمان بود و در مصاحبههای سالهای پایانی خود را از پیشگامان فکری جنبش سبزها نیز میدانست. تا سالهای سال به سفرهای ادبی ادامه داد؛ از اسپانیا در ۲۰۰۳ تا انگلستان در ۲۰۰۵. هیلده در ۲۲ فوریهٔ ۲۰۰۶، در ۹۶سالگی در هایدلبرگ درگذشت و در گورستان برگفریدهوف، در کنار همسرش به خاک سپرده شد. سنگنوشتهای که برای مزار خود برگزیده بود، چنین میگوید:
«پای خود را در هوا نهادیم
و هوا ما را نگاه داشت.»
میراث او امروز در آرشیو ادبیات آلمان در مارباخ نگهداری میشود و یادش در نامگذاریها، نشانها و جایزهای که به افتخارش بنیان نهادهاند، زنده است. هیلده دومین شاعری است که تبعید را به زبان بدل کرد و زبان را به خانهای که از تبعید هم فراتر میرود.
افتخارات و یادبودها
در نودمین سالروز تولدش، بئاته وبر، شهردار وقت هایدلبرگ، مدال شهروندی هایدلبرگ را به او اعطا کرد. این نشان از سال ۱۹۶۹ به افرادی اهدا میشود که خدمات برجستهای به شهر هایدلبرگ ارائه کرده باشند.
در ۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۰۴ و به مناسبت نودوپنجمین سالگرد تولدش، عنوان شهروند افتخاری شهر هایدلبرگ به او اعطا شد.
جمهوری دومینیکن نیز عالیترین نشان افتخار خود، یعنی نشان شایستگی دوارته، سانچس و مِیا (Del Mérito de Duarte, Sánchez y Mella) را به او اهدا کرد.
پیشتر، در سال ۱۹۹۲ و به مناسبت هشتادمین سالگرد تولد او (که در واقع هشتادوسومین سالگرد تولدش بود)، شهر هایدلبرگ جایزهٔ ادبی «ادبیات در تبعید» را به افتخار او بنیان نهاد. این جایزه هر سه سال یکبار اعطا میشود و پس از درگذشت او به «جایزهٔ هیلده دومین برای ادبیات در تبعید» تغییر نام یافت.
در ۱۵ فوریهٔ ۲۰۰۶، تنها چند روز پیش از مرگش، به عضویت افتخاری باشگاه قلم (PEN) تبعیدیان درآمد.
یادبودهای عمومی
– در مارس ۲۰۰۷، مدرسهٔ اقتصاد خانگی و کشاورزی شهر هرنبرگ به نام مدرسهٔ هیلده دومین نامگذاری شد.
– در سال ۲۰۰۸، باغ رزّی در شهر کلن، در نزدیکی خانهٔ محل تولد او و در مجاورت دژ تاریخی «فورت X» در منطقهٔ نویشتات-نورد، پارک هیلده دومین نام گرفت.
– از اکتبر ۲۰۰۸، یک مدرسهٔ شهری وابسته به کلینیک روان پزشکی و روان درمانی کودکان و نوجوانان در کلن نیز نام او را بر خود دارد.
– در سال ۲۰۱۷، در برابر خانهٔ سابق او در خیابان ریهلر شمارهٔ ۲۳ در کلن، یک اشتولپرشتاین (سنگ یادبود قربانیان نازیسم) نصب شد.
– در سال ۲۰۲۰، بر اساس مصوبهٔ شورای شهر هایدلبرگ در ۱۲ نوامبر همان سال، یکی از خیابان های محلهٔ سابق نیروهای آمریکایی در منطقهٔ هایدلبرگ-رورباخ به نام هیلده دومین نامگذاری شد.
🔥 ممکن است این مطلب نیز برای شما جالب باشد: 👈رمزگشایی از نقاشی اسپیلیارت «فاون زیر نور مهتاب»



