سینما و تئاتر

رگبار بیضایی؛ شلیک به آزادی

خوانشی اجتماعی از فیلم رگبار ساخته بهرام بیضایی

بادبانآرمان میرزانژاد تجربه تماشای فیلم «رگبار» اثر بهرام بیضایی برای من دو وجه آسیب اجتماعی در تاریخ معاصر را در نسبت با امروز پُر رنگ‌تر ساخت. اول اینکه نگاه نظارتی دیگران چه اثر فاجعه‌باری می‌تواند در سرنوشت فرد بگذارد و چگونه استقلال فردی، ناخواسته قربانی جمعی ماجراجو و متهم‌کننده می‌شود. دوم اینکه چطور شایعه از بطن جامعه تولید می‌شود و به مراتب رسمی و آموزشی می‌رسد و فرد متفاوت را در یک ساختار نظارتی، سنتی و شبه‌نهادی دچار مشکلات می‌کند. چون این خصایص نه صرفا از طرف نهادهای قدرت که در میان مردم پخش شده و این‌که چطور یک شایعه می‌تواند بدون هیچ بررسی و  همدلی سرنوشت یک فرد را دچار وقایع غم‌انگیز سازد.
در فیلم رگبار، می‌بینیم که نقش پرویز فنی‌زاده(آقای حکمتی) به عنوان یک تیپ روشنفکر و نماد امر نو، با چه‌گیر و مکافات‌هایی در جامعه ایران روبه‌روست؛ خدماتش (ساختن آمفی تئاتر مدرسه) دیده نمی‌شود، افتخاراتش را می‌دزدند و به نام خود می‌کنند، حق انتخاب را از او می‌گیرند و برخورد نامهربانانه‌ای از سوی اهالی محل و همکارانش با او می‌شود.
پروانه معصومی و پرویز فنی‌زاده در فیلم رگبار
پروانه معصومی و پرویز فنی‌زاده در فیلم رگبار
زن فیلم، (عاطفه) نیز زنی آزاد نیست؛ او انتخاب شونده است و قربانی فلاکت و فقر خانوادگی و مدیون آقا رحیم قصاب است. نه این که رحیم قدرت خارق‌العاده‌ای دارد پس پیروز است بلکه ساختار همراه و سازگار با اوست.
از یک سو با این پرسش مواجه‌ایم که چرا دیوار کوتاه‌تری از معلم پیدا نمی‌شود و چرا تا به این میزان زیر ذره‌بین دانش‌آموزان، مدیر و همکاران خود در مدرسه است و به همین سادگی همکاران او تحت تأثیر شایعه یک دانش‌آموز، سرنوشت معلمی را دگرگون می‌‌کنند؟ معلمی که هم به لحاظ مالی اوضاع نامساعدی دارد، هم خانه به دوش و مستاجر است و هم در روابط عاطفی شهامت بیان «دوستت دارم» برایش دشوار است. احتمالا هدف بیضایی انتقاد به این مفهوم است که چرا فرد متفاوت در جامعه ما بیشترین‌ فشار‌ را متحمل می‌شود.
بیضایی در این فیلم کوشیده نشان دهد که در ساختاری کنترل‌گر، ماجراجو، دهن‌بین، شایعه‌پرداز و البته فرصت‌طلب چگونه فرد آزادی بیان و عشق خود را از دست می‌دهد. به یاد بیاوریم سکانس تنها شدن بر صندلی پارک و ابراز دوستت دارم آقای حکمتی به عاطفه (با بازی پروانه معصومی) را که ناگهان نمایی از درختان پس‌زمینه نشان داده می‌شود که روی هر شاخه‌ای دانش‌آموزی فال گوش ایستاده و امکان بیان کوچکترین حرف عاطفی را از آقای حکمتی گرفته‌اند.
از آن‌سو عاطفه زنی است مسئول نسبت به مادر و برادرش و سخت کار می‌کند اما همچنان فقیر مانده است. او نیز قربانی شایعه‌ و حرف و حدیث‌ها می‌شود. این زن، عاطفه چندان نیرومندی در جهت عشق به آقای حکمتی ندارد، مدافع آقارحیم قصاب محله بوده چرا که به ازای کمک‌ مادی‌به عاطفه دل‌بسته است. اما عاطفه با این که از آقای حکمتی معلم بدش نمی‌آید اما به‌خاطر خانواده به‌ویژه مادرش پا‌سوز خانواده می‌شود و چندان قدرت مالی ندارد که حق انتخاب و تصمیم‌گیری داشته باشد تا میان عشق به آقای حکمتی و حمایت‌مالی آقا‌رحیم اولی را انتخاب کند.
پوستر فیلم رگبار ساخته بهرام بیضایی
پوستر فیلم رگبار ساخته بهرام بیضایی
و دردناک اینکه قصاب محل در نهایت فاتح می‌شود و معلم با شکست و یاس در سکانس‌های پایانی از صحنه بیرون می‌رود. این صحنه می‌تواند نماد شکست مدرنیته و عدم پذیرش اجتماعی فرد دیگرگونه، در برابر سنت‌های حاکم در جامعه ایران باشد.
شاید انتخاب عنوان فیلم رگبار، تداعی‌کننده رگبار علیه آزادی فردی، احترام به تفاوت‌ها و امکان انتخاب است؛ رویه‌ای که سنت فکری و رفتاری ما ایرانیان را در جمع‌های کوچک وقتی علیه کسی می‌شویم نشان می‌دهد. می‌توان گفت «رگبار» روایت بیضایی از شکست آزادی در جامعه شایعه‌محور است.


🔥 ممکن است این مطلب نیز برای شما جالب باشد: 👈نیما و صادق؛ اخلاقیات در خدمت ادبیات 


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا