سینما و تئاتر

عبدالعلی همایون سرکار استوار مردم ایران

پرتره بازیگری که از دل تهران قدیم برخاست و در یاد تهران جدید ماند

۶- انقلاب که شد ۱۶ سالی از ایران دور شد؛ دورانی که خودش می‌گفت: «عمرم هدر رفت… اگر بخاطر بیماری همسرم نبود نمی‌رفتم». همسرش همان دختری بود که در اولین تجربه بازیگری، رُل دختر مشهدی عباد را بازی کرد و بعدش به‌خاطر ازدواج، تئاتر را کنار گذاشت و بعدتر در غربت از دنیا رفت. اما بازگشتش به ایران اتفاقی تازه بود: حضور در فیلم «گل‌یخ» کیومرث پوراحمد. می‌گفت: «دوباره متولد شدم، در ۸۲ سالگی». دهه ۸۰ مصاحبه‌ای داشت در مجله نسیم هراز؛ آنجا نویسنده تعریف می‌کرد که همایون روزگاری دست به سیاه‌وسفید نمی‌زد اما وقتی همسرش بیمار شد و مسئولیت خانه بر دوشش افتاد، آشپز ماهری شد. بعدتر هم در مصاحبه‌ای گفت که وقتی بازار تهران را برای خرید مایحتاج گز می‌کرد، مایع‌ترین مواد را انتخاب می‌کرد و حلال‌ترین‌شان را می‌خرید، نه از سر فخرفروشی بلکه از سر عشق به کار درست.
 
۷- عبدالعلی همایون اگرچه سال‌هاست که از میان ما رفته اما همچنان در خاطر مردم زنده است. شاید به این دلیل که او تنها یک بازیگر نبود بلکه خاطره‌ای از تهران قدیم، صدایی از کوچه‌باغ‌های رادیو، خطی از مکتب امیرخانی و انسانی از جنس خاک و نور بود. بعضی آدم‌ها با مرگشان تمام نمی‌شوند چون بخشی از حافظه احساسی جامعه شده‌اند؛ همایون هم از همان‌هاست. وقتی از او درباره محبوبیتش ‌پرسیدند، لبخندی ‌زد و با همان صدای خش‌دار مخصوصش گفت: «شاید مردم من را دوست دارند چون یاد خودشان می‌افتند.» او که در زمانه مهاجرت آرزو می کرد در غربت نمیرد، آخرش نیمه پاییز ۱۳۸۵ در حوالی ۸۵ سالگی به آرزویش رسید. در تهران قاجاریه به دنیا آمد و در تهران جمهوری اسلامی از دنیا رفت. آهای سرکار استوارِ همیشگی، آن لبخند آکبندت هنوز برای بچه‌های قدیم، مرهم است.

منبع: برترین‌ها


🔥 ممکن است این مطلب نیز برای شما جالب باشد: 👈خانم‌ها آقایان؛ این آغاسی‌ است که می‌خوانَد


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا