جیم جارموش چندی پیش برنده جایزه اصلی جشنواره فیلم ونیز شد. فیلم «پدر، مادر، خواهر، برادر» ساخته جیم جارموش، جایزه شیر طلایی ونیز ۲۰۲۵ را برد. جارموش یکی از چهرههای مطرح در سینمای هنری در سالهای اخیر است. سبک مینیمالیستی جارموش، آثار او را از دیگر تولیدات سینمایی آمریکا متمایز میکند. چیزی که سبک جارموش را ویژه میکند نوع نگاه او به جهان در قالب نگاهی ساده و مینیمالیستی است. در ادامه ۷ فیلم از بهترین ساختههای وی (به جز فیلم برنده جشنواره امسال ونیز) را با هم مرور میکنیم.
۱-فیلم تعطیلات همیشگی – ۱۹۸۰
این فیلم را باید اولین تجربه کارگردانی در کارنامه جیم جارموش دانست. تعطیلات همیشگی، فیلمی بود که جیم جارموش را به عنوان یک فیلمساز صاحبسبک به سینمای جهان معرفی کرد. فیلم در مورد جوانی است که در خیابانهای تاریک و سرد نیویورک سرگردان است؛ غرق در افکار و پرسشهایی درباره معنای زندگی. او در جستجوی مکانی بهتر و شاید آرامشی گمشده، با افرادی روبهرو میشود که نقشهها و دسیسههای خاص خود را دارند.
۲- فیلم عجیبتر از بهشت- ۱۹۸۴
جارموش اما با فیلم عجیبتر از بهشت برای اولین بار دست به ساخت فیلم بلند زد. این فیلم ادامه روند فیلمسازی جارموش بود و به نوعی مسیر فیلمسازی او را روشنتر کرد. داستان این فیلم در واقع در سه اپیزود و بخش جداگانه روایت میشود. ویلی، مهاجر مجارستانی ساکن نیویورک، مجبور میشود برای چند روز میزبان دخترخالهاش اوا که از مجارستان آمده است، باشد. اگرچه ابتدا ناراضی است، اما بهتدریج رابطهای دوستانه بین آنها شکل میگیرد. پس از رفتن اوا به کلیولند، ویلی و دوستش ادی، یک سال بعد با پولی که از قمار به دست آوردهاند به دیدن او میروند. آن سه با هم به فلوریدا سفر میکنند. در آنجا، ویلی و ادی پول خود را در قمار از دست میدهند و اوا که ناامید شده، تصمیم به ترک آنها میگیرد و…
۳- فیلم شب روی زمین- ۱۹۹۱
شب روی زمین، یکی دیگر از آثار شناختهشده جارموش به شمار میرود. جارموش این فیلم را در سال ۱۹۹۱ و در حالی ساخت، که حالا به عنوان یک فیلمساز باتجربه و جهانی شناخته میشد. داستان فیلم در شهرهای لسآنجلس، نیویورک، پاریس، رم و هلسینکی اتفاق میافتد. این فیلم روایتگر تجربیات چند راننده تاکسی و مسافران آنها در نقاط مختلف جهان است.
۴- فیلم مرد مرده- ۱۹۹۵
جارموش در فیلم مرد مرده، با حفظ سبک شخصیاش، سراغ ژانر متفاوتی رفت. این فیلم که در واقع یه فیلم وسترن است، با همان شیوه خاص جارموش ساخته شد و به عنوان یکی از وسترنهای متفاوت تاریخ سینما شناخته شد. خلاصه داستان این فیلم به این شرح است که ویلیام بلیک، پس از مرگ پدر و مادرش و جدایی از معشوقهاش، راهی شهر دورافتاده و ناآشنای «ماشین» در آریزونا میشود تا شاید کاری برای خود دستوپا کند. شهری که نهتنها چهرهای غریب دارد، بلکه آغازگر دگرگونی عمیقی در سرنوشت اوست.
۵- فیلم گوست داگ: سلوک سامورایی- ۱۹۹۹
این فیلم در مورد قاتلی حرفهای است، اما این قاتل حرفهای شبیه به هیچکدام از نمونههای دیگر در تاریخ سینما نیست. جارموش، در تمام آثارش دست به خلق شخصیتهایی زده است که به هیچ عنوان برای مخاطبان سینما آشنا نیستند. این فیلم روایتگر داستان آدمکشی حرفهای به نام گوست داگ است که زندگیاش را بر اساس اصول هاگاکوره، کتاب راهنمای ساموراییها میگذراند. او خود را مدیون لویی، یکی از اعضای قدیمی مافیا میداند و به فرمان او دست به قتل میزند. در یکی از ماموریتها، گوست داگ به دستور غیرمستقیم سونی (نفر دوم مافیا) یکی از اعضای خانواده، فرانک، را میکشد. اما چون این قتل توسط فردی بیرون از خانواده رخ داده و لوئیز (دختر رئیس خانواده) شاهد ماجراست، گوست داگ باید طبق قوانین مافیا از میان برداشته شود. خانواده محل او را پیدا کرده و کبوترهایش را میکشند و…
۶- فیلم قهوه و سیگار- ۲۰۰۳
جارموش فیلم قهوه و سیگار را در سال ۲۰۰۳ ساخت. این فیلم متشکل از یازده داستان کوتاه است که با نخ سیگار و قهوه با هم گره خوردهاند. این فیلم مجموعهای از چند فیلم کوتاه سیاه وسفید است که در آن شخصیتها هنگام نوشیدن قهوه و کشیدن سیگار درباره موضوعات گوناگون از چیزهای ساده مثل بستنی یخی کافئیندار تا بحثهایی درباره موسیقی، پزشکی، یا عادتهای روزمره صحبت میکنند. این گفتوگوها با وجود تنوعشان در کنار هم به یک مضمون کلی میرسند: غرق شدن در فکرها، عادتها و لذتهای کوچک زندگی روزمره.
۷- فیلم تنها عاشقان زنده ماندند- ۲۰۱۳
تنها عاشقان زنده ماندند نیز یکی از معروفترین و در عین حال موفقترین آثار جارموش به شمار میرود. آدام، موسیقیدان منزوی و خونآشامی که قرنها عمر کرده، بر زندگی بسیاری از هنرمندان و دانشمندان تأثیر گذاشته است. او باور دارد که در دنیای مدرن، انسانیت از میان رفته و بارها انسانها را «زامبی» خطاب میکند. آدام خون مورد نیازش را از طریق دکتر واتسون و بانک خون به دست میآورد، اما به دلیل سرخوردگی از جهان قصد خودکشی میکند؛ هرچند همسرش ایو او را از این کار بازمیدارد. ایو، که خود نیز خونآشام است، سالها در طنجه زندگی کرده و خونش را از کریستوفر مارلو (خونآشام دیگری) میگیرد. او نگران حال آدام به دیترویت میآید و دوباره در کنار او قرار میگیرد. در این میان، خواهر ایو، آوا، همراه با ایان ــ انسانی که سازها و اشیای عتیقه برای آدام فراهم میکند ــ وارد ماجرا میشود و آرامش زندگی این زوج را بر هم میزند.
🔥 ممکن است این مطلب نیز برای شما جالب باشد: 👈۵ رمان علمی-تخیلی که آینه دلهرههای امروزی بشر شدند




