سینما و تئاتر

گزارش اسکرین دیلی بریتانیا از فیلم «پیر پسر»

پایگاه خبری اسکرین دیلی آخرین ساخته اکتای براهنی را اثری میخ‌کوب کننده دانست

نشریه اسکرین دیلی نقدی درباره فیلم سینمایی «پیر پسر» به نویسندگی و کارگردانی اکتای براهنی پس از دریافت جایزه بزرگ جشنواره روتردام منتشر کرد و آن را اثر ویژه‌ای خواند. به گزارش خبرآنلاین، در نقد اسکرین دیلی برای فیلم «پیرپسر» آمده است:

«برنده بهترین فیلم پرده بزرگ جشنواره روتردام، تصویری از ایران است که به ندرت روی پرده نمایش دیده شده است. دو برادر میانسال تحت سلطه پدر زورگوی شیطانی خود به ناچار در خانه‌ای زندگی می‌کنند که در روزگار گذشته یک خانه راحت و مجلل بوده اما اکنون خانه‌ای جمع و جور و محقر است. پسران نهایت سعی خود را می‌کنند تا پدر را به فروش این خانه ترغیب و مجاب کنند اما در عوض او طبقه‌ بالای خانه را به زن مطلقه‌ کاریزماتیکی اجاره می‌دهد. او حتی قصد دارد این زن را بشناسد و با او ازدواج کند اما حضور این زن موجب ایجاد تحرک شدیدی در زنجیره حوادث فیلم می‌شود حسادت‌های شناوری بین اعضای خانه در جریان می‌افتد که در نهایت خانواده را به فروپاشی می‌کشاند.

گزارش اسکرین دیلی بریتانیا از فیلم «پیر پسر»

یک حماسه خانگی پر کشش از خون کثیف و مرد بد. فیلم با پس زمینه‌های واضح خود از وضعیت ناگوار فاحشه‌های خیابانی معتاد و با نشان دادن وضعیت مخرب قربانیان شوونیسم افراطی تصویری از ایران ارائه می‌دهد که به ندرت دیده شده است. شاید نشانه‌های از این موارد را در فیلم «عنکبوت مقدس» سال ۲۰۲۲ از علی عباسی ببینیم که البته این فیلم نیز با الهام از واقعه‌ای ساخته شده که براهنی پیش از او و بر اساس همان ماجرای واقعی که داستان یک قاتل زنجیره‌ای است. سناریویی که برای فیلم عنکبوت ۲۰۲۰ ابراهیم ایرج زاد نوشته است؛ برنده بهترین فیلم جشنواره نوتردام.

فیلم «پیر پسر» زین پس باید اسم بسیار مهمی برای برنامه‌ریزان فستیوال‌ها، پخش کننده‌ها، کانال و شبکه‌های عمومی باشد. کسانی که این قدرت را دارند تا از موانع احتمالی که شاید بر سر راه این فیلم سه ساعت و اندی بوجود بیاید با قدرت و پشتیبانی منتقدان و تبلیغات دهان به دهان تماشگران عبور کنند. «پیر پسر» نخستین فیلم براهنی به نام «پل خواب» (۲۰۱۶) را به ذهن می‌آورد که بر اساس برداشت آزادی از «جنایت و مکافات» اثر فئودور داستایفسکی ساخته شده بود باز هم رد پای الهام از ادبیات روسیه در این فیلم نیز مشاهده می‌شود. صحنه‌ای در اوایل فیلم وجود دارد که در آن یکی از برادران علی خجالتی (حامد بهداد) را می‌بینیم که در یک کتاب‌فروشی کار می‌کند در همان صحنه به کتاب برادران کارامازوف اثر داستایفسکی به طور واضح و با تاکید اشاره شده است. در عین حال براهنی خود نیز از «ابله» داستایفسکی به عنوان یکی از منابع الهام دیگر خود یاد می‌کند. در واقع نویسندگی براهنی یکی از عوامل کلیدی در توانایی فیلم است که موفق شده تنش را در مدت زمان طولانی فیلم حفظ کند. او استعدادی در نوشتن گفت‌وگوهای متقاعد کننده دقیق و قابل درک دارد که در نظر اول شاید در سطح محاوره و یا حتی گفت‌وگوهای عادی و پیش پا افتاده به نظر برسند اما در واقع اینها زخم‌های عمیق و درونی چند دهه از زندگی را آشکار می‌کنند.

بازی‌های یک دست و اجراهای عالی نیز به همان اندازه مهم هستند. لیلا حاتمی (که پیشتر برای «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی شناخته می‌شود) حضوری مغناطیسی در نقش زنی مطلقه دارد. نگاه خیره‌ جذاب او، هر مردی را در جای خود متوقف می‌کند. جای تعجب نیست که نه تنها پدر پیرغلام (حسن پورشیرازی) بلکه پسر بزرگ او، علی هر دو تحت تاثیر امواج شدیدی که از این زن ساطع می‌شود، قرار می‌گیرند. بهداد در قالب شخصیت نقش علی مردی را بازی می‌کند که نجابت و فضیلت ذاتیش نه تنها موجب شده که او تحت فشار مسخره بازی‌های پدر و برادر ناتنی‌اش رضا، (محمد ولی زادگان) که در بنگاه املاک کار می‌کند، قرار داشته باشد؛ بلکه عملا علی در مقابل هر مرد آلفای دیگری که به دنبال خودنمایی در محیط اطراف است، هدف و آماج حمله قرار می‌گیرد. روح علی شاید زیبا باشد اما درون او شکسته است.

رضا عصبی است، بی‌صبر است و زود واکنش نشان می‌دهد ولی‌زادگان گرچه تندخوتر است اما ثبات کمتری دارد. او گرچه مدام در مورد قتل پدرش رویاپردازی می‌کند اما در عین حال رشوه می‌گیرد تا با دریافت یک گوشی جدید به عنوان هدیه در جر و بحث طرف پدرش را بگیرد. اما قلب تاریک و سیاه فیلم پورشیرازی باشکوه است که نقش غلام را بازی می‌کند. او طوری سخت قدم بر می‌دارد که انگار موجودی است که به تازگی از خواب زمستانی برخاسته است. دست‌های بزرگ با قدرت خرد کننده‌اش برای آزار دادن به دیگران طراحی شده‌اند. او مخدر می‌کشد و در یک اتاق زیرزمینی که پر از معتادان مواد است با این و آن دعوا می‌کند. روی پوست چرب او لایه‌ای از عرق اعتیاد به طور دایم برق می‌زند. او از آن دسته افرادی است که ترجیح می‌دهد همه چیز و همه کس را نابود کند اما هرگز شکست را نپذیرد.

انتخاب مکان‌ها و لوکیشن‌ها به ویژه خانه‌ اصلی که همگی به شدت فضاسازی شده‌اند در کنار طراحی صحنه، لایه‌هایی ایجاد کرده‌اند که به درک تاریخچه تیره و تار این خانواده کمک می‌کنند. نقاشی‌های زیبا (از پدرسالاران قاتل تاریخ) به زمانی اشاره می‌کنند که این ساختمان مملو از عتیقه جات و فرهنگ بود اما اکنون دوربین روی اثر انگشت‌های روغنی و رنگ و رو رفته روی دکمه مایکروویو و کشوهای غلام که پر از بطری‌های نیمه خالی شیشه متادون مانده است. تاکید می‌کند تنش فزاینده‌ای که در خانه اصلی در جریان است در کنار انواع ته سیگارها و کارتن‌های غذای سفارشی و حاضری و لحظه به لحظه داغ و داغ تر می‌شود تا در نهایت در انتهای فیلم فضایی ساخته می‌شود که به قتل و جنایت می‌انجامد و پایانی وحشیانه و خونین را رقم می‌زند.»


🔥 ممکن است این مطلب نیز برای شما جالب باشد: 👈این پیر پسر شیطان است


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا