سینما و تئاتر

پیر پسر؛ کاوشی در ریشه‌های نکبت اجتماعی

گزارش بادبان از سینماگردی با اهالی هنر تبریز برای تماشای فیلم پیرپسر

بادبانفاطمه داداشی چندی پیش و در گرماگرم تابستان به همراه تعدادی از اهالی فرهنگ و هنر شهر تبریز به تماشای فیلم سینمایی «پیر پسر» به نویسندگی و کارگردانی اکتای براهنی و تهیه‌کنندگی بابک حمیدیان نشستیم. اثری با بازی حسن پورشیرازی، لیلا حاتمی و حامد بهداد که اگرچه محصول سال ۱۴۰۰ است اما به سال ۱۴۰۴ فرصت اکران یافته است. با نظر دوستان یکی از سالن‌های سینمایی لاله پارک تبریز و سانس آخر شب را برای تماشای این فیلم انتخاب کردیم. در این میان شاید دانستنش خالی از لطف نباشد که طبق نوشته کتاب «تبریز شهر اولین‌ها» اثر دکتر صمد سرداری‌نیا، اولین سینمای عمومی کشور با نام «سینما سولی» سال ۱۲۷۹ در تبریز آغاز به کار کرد. سینمایی که درست پنج سال پس از اختراع این صنعت در اروپا وارد تبریز شده بود و پس از چند سال به دلیل اکران نشدن فیلم‌های جدید تعطیل شد. با این مقدمه بازمی‌گردیم و به سراغ نظرات تعدادی از دوستان نویسنده، بازیگر و فیلمنامه‌نویس تبریزی درباره «پیر پسر» می‌رویم که خواندنش برای علاقمندان به سینما خالی از لطف نیست.

پیر پسر؛ کاوش در ریشه‌های نکبت اجتماعی

فیلمی که در مستعمره کارگردان قرار دارد
حامد نعمتی بازیگر تئاتر تبریزی در صحبت‌ کوتاهی پیرامون این فیلم به بادبان گفت:«اساسا این فیلم در مستعمره کارگردان قرار دارد و استقلالی در شخصیت‌ها و بازیگرانش دیده نمی‌شود و دیکته شدن روند داستانی و شخصیت پردازی در طول اثر مشهود است. اما من «پیر پسر» را یک فیلمنامه خوب می‌دانم که اگر استقلال در عمل داشت می‌توانست آن را از یک فیلم معمولی به یک فیلم بسیار خوب تبدیل کند.»

حامد نعمتی، بازیگر تئاتر
حامد نعمتی، بازیگر تئاتر

«پیرپسر» روایتی از دل اسطوره
یاشار صدیق‌منش فیلمنامه‌نویس جوان تبریزی فیلم سینمایی پیرپسر را روایتی از دل اسطوره نامید و افزود: «این فیلم روایتی‌ست که در دل اسطوره‌هایی چون سیاوش و رستم و سهراب به آن برمی‌خوریم. «پیر پسر» همان آیین پسرکشی در شاهنامه را یادآور می‌شود. البته که رستم در اینجا هیبتی چون ضحاک دارد. چهره‌ای دلهره‌آور و موهایی که مارهای روی دوش ضحاک را تداعی می‌کنند. اما در پایان این اثر، این پیرپسر است که پدر خود را از پای در می‌آورد درحالی که زخمی است و سرنوشتی نامعلوم دارد.» وی با اشاره به نقاط عطف فیلم به خبرنگار بادبان گفت: «این فیلم۱۹۰ دقیقه‌ای با سه نقطه همراه است؛ نخست پید اشدن رعنا است، سپس آشکار شدن عشق میان رعنا و علی و به اوج رسیدن اختلافات میان آنها و اختلافات غلام باستانی با پسرانش و نقطه عطف آخر ناپدید شدن رعنا است که بعد از آن فیلم به سوی گره‌گشایی و رقم زدن پایانی تراژیک و سنگین حرکت می‌کند.» صدیق منش در ادامه با انتقاد از بازی لیلا حاتمی و حامد بهداد افزود: «برای من آنچه که بسیاراذیت کننده بود، بازی ضعیف لیلا حاتمی و حامد بهداد است طوری که در صحنه‌هایی که آنها حضور داشتند ریتم فیلم نیز افت پیدا می‌کرد. در کل «پیر پسر» یکی از آثار موفق سینمایی در دهه‌های اخیر است که از نظر من نمره قبولی را گرفته و می‌تواند بین بهترین‌ها قرار بگیرد.»

فاطمه داداشی، خبرنگار بادبان در کنار جلال شمع‌سوزان و یاشار صدیق‌منش
فاطمه داداشی، خبرنگار بادبان در کنار جلال شمع‌سوزان و یاشار صدیق‌منش

تلاش براهنی برای در آمدن از سایه پدر
در ادامه گزارش به سراغ جلال شمع‌سوزان نویسنده و فعال فرهنگی در تبریز رفتم. او درباره این فیلم گفت: «فیلم پیر پسر در هر وجهی از سینما خوش درخشیده باشد از حیث قصه، یک فیلم ضعیف است و در بسیاری جاها، منطق داستانی مخدوش دارد. این ضعف در قصه و روایت را هیچ چیز نمی‌تواند جبران کند. نه بازی خوب حسن پورشیرازی، نه نورپردازی و فیلمبرداری خوب و تدوین و موسیقی و…» وی با انتقاد از نقص قصه فیلم افزود: «این فیلم به شدت از لحاظ قصه دچار مشکل است و چون داستان در ساختار فیلمی  که ادعای قصه‌گویی دارد نقش محوری دارد، پرداختن به دیگر بخش‌ها و نقاط قوت، بی‌معنی است. وی با انتقاد از انتشار مطالب مبالغه‌آمیز درباره فیلم، اضافه کرد: «باعث تعجب است دوستانی که در پست‌ها و استوری‌هایشان، مطالب مبالغه آمیزی برای فیلم نوشته‌اند، در صحبت‌های خصوصی، ضعف‌های فیلمنامه و حتی کارگردانی آن را تایید می‌کنند. من هم نقاشی‌های حاضر در فیلم را می‌شناسم و وجه نمادین آنها و بسیاری از وجوه نمادین فیلم از رابطه انسان‌ها تا رقابت بین آنها را متوجه هستم ولی قصه، ضعف‌های فراوان  دارد و این را نمی‌شود با هیچ چیز پوشاند.» شمع سوزان با بیان اینکه فیلم در حقیقت، تلاش اوکتای براهنی  برای بیرون آمدن از سایه سنگین پدرش -رضا براهنی- بزرگ است افزود: «پدر و پسرکشی لایه‌های پیچیده رابطه این پدر و فرزند را به نمایش می‌گذارد. با وجود اینکه خیلی حرف‌ها می‌شود درباره فیلم گفت ولی وقتی سنگ بنا سست است بقیه اجزا هم روی سر فیلم آوار می‌شود.»

جلال شمع سوزان، نویسنده و فعال فرهنگی تبریزی
جلال شمع سوزان، نویسنده و فعال فرهنگی تبریزی

تقابل شعارهای روشنفکری و صحنه‌پردازی‌ سنتی
در ادامه گزارشم، با قادر جعفری دیگر نویسنده تبریزی به گفتگو نشستم. او نیز ابتدا به جذاب بودن این فیلم اشاره کرد و گفت: «جدای از شکستن بعضی از تابوها، در کل فیلمی که بتواند مخاطب را سه ساعت سر جایش بدون خستگی بنشاند و میخکوب کند، مطمئنا فیلم درخور و خوبی است.» وی با بیان اینکه می‌توانیم انتقاد کنیم که نمادپردازی و نمایش تابلوها و شعرها و شعارهای روشنفکری در تقابل با صحنه پردازی‌های سنتی زیاد به چشم می‌آمد تصریح کرد: «مثلا شاید بسیاری از مخاطبان ایرانی چیزی از تابلوی مسیح مرده و داستان صرع گرفتن داستایفسکی ندانند. یا شاید شاعر آمریکایی آلن گینزبرگ را نشناسند. این مسئله‌ای بود که زیادی به چشم می‌آمد. اما در کل فیلمی خوش‌ساخت را به تماشا نشستیم که مهمترین مسئله یعنی خط درست داستانی‌اش را داشت و به خوبی بدان پرداخته بود. داستانی که در آن سنت شرقی که به روایتی باید قانون نام گذارد همواره بر تجدد پیروز است.

قادر جعفری، نویسنده اهل تبریز
قادر جعفری، نویسنده اهل تبریز

غلام که پدر خانواده است خود، غلام سنت‌ها و رسومی است که از بطن تاریخ شرقی به ارث برده است. به قول ایاز که می‌گفت: من از کجا می‌دانستم که تاریخ بر روی کفل نوشته می‌شود.» این نویسنده تبریزی در ادامه صحبت‌های خود عنوان کرد: «کار اکتای بازسازی اسطوره پدر و پسر، محمود و ایاز است. قهرمان اکتای نمی‌تواند مثل ادیب، پدرش را کشته و با مادرش ازدواج کند. مثل ابراهیم و دیرسه خان و رستم، مثل بابک خرم‌الدین هنرمند که به دست پدرش مثله شد. در چنین جامعه‌ای، زن و نیازهایش چندان اهمیتی ندارد. تنها حضور مردانه است که مهم است و وجود ثانوی زن برای ایجاد ماجرا و کشمکشی مردانه است.» به عقیده وی: «زن مثل مونالیزایی روی یخچال است و مثل یخچال همواره برای رفع نیاز به وی مراجعه می‌شود. خندان و گریانش هم برای استفاده است. فیلم، انتقادی به سال‌ها تاریخ پدرسالاری این سرزمین با بیانی نمادین و امروزی است. تاریخی که درآن همواره یک حقیقت مطلق بر سراسرهستی سایه افکنده و راه نجات چاره‌ای جز مرگ نیست. علی یعنی پسری که قتل را دوست ندارد برای نجات برادرش رضا، دشنه بر پشت پدر می‌زند و بر جسد برادر می‌گرید. برادری که نماد همه آدم‌هایی است که می‌خواهند زندگی کنند. علی جای همه روشنفکرهایی ایستاده است که هرچقدر بر قاتل پدر نشدن اصرار ورزند، همانقدر هم شاهد کشته شدن هم‌نسلان و مردمان خویش خواهند بود و جز گریه کاری نخواهند کرد.»

فیلمی که جریان‌ساز است
نیلوفر ممدوح دبیر فیزیک اهل تبریز نیز با بیان اینکه فیلم «پیر پسر» برتر از یک درام خانوادگی است، به خبرنگار بادبان گفت: «این روایت پیچیده و چندلایه که در عمق روابط پدر و دو فرزندش در فضایی بسته و متخاصم ریشه دارد نمایی از فشار اقتصادی، ستم پدرسالارانه و تنشی روانی است که در دل یک خانه قدیمی تصرف شده اتفاق می‌افتد.» این فرهنگی تبریزی افزود:« در مرکز روایت، غلام (با بازی درخشان حسن پورشیرازی) یک پدر مستبد، معتاد و سلطه جو است که پسرانش را در سایه خود خفه کرده است. علی (با بازی ضعیف حامد بهداد) اما آرام و درونگرا و  در جست‌وجوی رهایی است و رضا (با بازی محمد ولی زادگان) عصبی و منفعل، تبدیل به نمادی از عقده‌های فروخورده‌ای می شود که هر لحظه امکان انفجار دارند.

نیلوفر ممدوح، دبیر فیزیک و از اهالی هنر
نیلوفر ممدوح، دبیر فیزیک و از اهالی هنر

وی در ادامه تشریح کرد: «ورود رعنا (با بازی لیلا حاتمی) نمایانگر حضور زن به عنوان عنصر دینامیکی ست که ساختار متزلزل این خانواده را به چالش می‌کشد. او زنی مثلا مستقل و مرموز است اما در مسیر تعامل با غلام، این استقلال به تدریج آسیب خورده می‌بیند و ترکیب ظرافت و پیچیدگی‌اش بر اثر نیاز اقتصادی، در نگاه منتقدانه‌ای به تناقض بدل می‌شود.» این تماشاگر تبریزی در پایان حرف‌هایش عنوان کرد: «از منظر سینمایی، فیلم حماسه‌ای است مدرن در دل تاریکی، ساختاری جسورانه با زمان طولانی که مخاطب را در بازنمایی واقع گرایانه تنش‌های درونی خود فرو می‌برد. این جسارت در گشودن فضای قصه‌گویی در سینمای اجتماعی ایران، نظیر نداشته و به همین دلیل است که می‌توان آن را اثری جریان ساز لقب داد.»

«پیر پسر» روایتگر جهان تلخ و پراضطراب
ضیاء وظیفه‌شعاع نویسنده رمان «فیل‌کش» نیز با بیان اینکه «پیر پسر» روایتگر جهان تلخ و پراضطراب نسلی است که میان زخم‌های خانوادگی و فشارهای اجتماعی گیر کرده است افزود: «فیلمساز با نگاهی شاعرانه و در عین حال رادیکال، مرز میان واقعیت و کابوس را محو می‌کند و ذهنیت آشفته شخصیت‌ها را در فرم بصری منحصر به فردی بازتاب می‌دهد.» وی با اشاره به فضای تاریک فیلم گفت: این چنین فضایی انعکاسی از بحران هویت و سرکوب‌های درونی است که به شکلی خشن و سورئال بروز می‌یابد.»

ضیا وظیفه‌شعاع، نویسنده رمان فیل‌کش
ضیا وظیفه‌شعاع، نویسنده رمان فیل‌کش

وظیفه شعاع در گفت‌وگویش با بادبان اضافه کرد: «ساختار غیرخطی روایت، تماشاگر را در موقعیت سرگردانی مشابه قهرمان قرار می‌دهد و تجربه‌ای ذهنی از فروپاشی می‌آفریند.» به گفته این نویسنده تبریزی: «پیر پسر بیش از آنکه داستانی کلاسیک باشد، تجربه‌ای حسی و روانکاوانه است که مخاطب را با ترس‌ها و زخم‌های پنهان مواجه می‌سازد.» وظیفه شعاع با اشاره به ضعف‌های فیلم عنوان کرد: «با این حال، ضعف‌هایی مانند فیلمنامه ضعیف در پرداخت روابط، پایان شتابزده و گاهی بازی ناموزون حامد بهداد، آن را از تبدیل شدن به شاهکار بازمی‌دارد. در کل، «پیر پسر» فیلمی جسورانه و اخلاقمدار است که ریشه‌های نکبت اجتماعی را با الهام از اسطوره‌ای ایرانی و روسی (آثار داستایفسکی) کاوش می‌کند».

گزارش بادبان از سینماگردی با اهالی هنر تبریز برای تماشای فیلم پیرپسر
پردیس سینمایی لاله پارک تبریز

🔥 ممکن است این مطلب نیز برای شما جالب باشد: 👈پیر پسر مرام‌کُش؛ ادبیات در قاب سینما


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا