بادبان – شهلا خزایی – پادشاهی صفوی در ایران با تاجگذاری شاه اسماعیل یکم در پاییز ۸۸۰ خورشیدی مقارن با طلیعه سده شانزدهم میلادی آغاز شد و در پاییز ۱۱۰۱ خورشیدی نیز با واگذاری رسمی تاج و تخت به محمود افغان توسط شاه سلطان حسین طومارش در هم پیچیده شد. در این دوران پادشاهان صفوی مالک جان و مال رعایا محسوب میشدند و خود را مجاز میدانستند که بدون هیچ توضیحی هر یک از اتباع خویش را صرفنظر از مقام یا پایگاه اجتماعی او تنبیه کنند یا به قتل برسانند. این قساوت به حدی بود که شاهِ تازه تاجگذاری کرده بیهیچ تردیدی در گام نخست تمام برادرانش و هواداران آنها را که ممکن بود در آتیه خطری برای تاج و تخت او قلمداد شوند یا کور میکرد و یا به قتل میرساند. این رفتار بیرحمانه نسبت به اطرافیان و خویشاوندان نشان میدهد برخورد آنها با مجرمان و گناهکاران با قساوت بیشتری انجام میپذیرفته است. در ادامه برخی انواع مجازاتها را که در دوره صفوی رایج بوده و سیاحان خارجی مانند برادران شرلی و تاورنیه به آنها اشاره کردهاند نام میبریم:
اگر مردی به زنی به عنف تجاوز میکرد، آلت تناسلی مرد را قطع میکردند. مُثله کردن دانه دانه اعضای بدن مثل بریدن پلک، بینی، لب، دست و پا و غیره نیز معمول بود. اگر شخص دیگری نیز شاهد این عمل خلاف بوده اما سکوت کرده بود ممکن بود دو انگشت او را نیز قطع کنند. راهزن یا دزد را وارونه از جهاز شتری آویزان کرده و شکمش را میدریدند. سپس وی را در شهر میگرداندند و سبب این مجازات را جار میزدند. برای دزدان عفو در کار نبود. ممکن بود پیکر آنها را با گچ و آجر بپوشانند و فقط سرش بیرون بماند. آنگاه او را رها میکردند تا از گرسنگی و تشنگی هلاک شود.
در موارد زنای محصنه، مرد و زن شوهرداری که با او رابطه داشته را به قتل میرساندند و خلعتی به شوهر زن خطاکار از طرف قاضی اهدا میشد. رباخواری که شرعا حرام است نیز کیفرهای گوناگون داشت. به طور مثال در اردبیل با چکش دندانهای یک رباخوار را خرد کرده بودند. در موارد ارتکابِ قتل عمد، مجازات قصاص اغلب برعهده خویشاوندان مقتول قرار داشت. آنها قاتل را با خود برده و هر طور که مایل بودند او را به قتل میرساندند. دریافت دیه و گذشتن از حق قصاص چندان رایج نبود چرا که عملی شرمآور قلمداد میشد.
مجازات کمفروشان معمولا فلک بستن و ترکه زدن در میدان شهر بود. پیش از آن کلاهی از تخته که زنگولههای آویزان داشت بر سر کاسبِ کمفروش میگذاشتند و در شهر میگرداندند. در حین عبور از معابر ممکن بود مردم او را کتک بزنند. اگر عروس باکره از آب درنمیآمد داماد مجاز بود بینی و گوش او را ببرد. درباریان در صورت ارتکاب قصور یا عمل ناخوشایند عمدتا از نعمت بینایی محروم میشدند. کور کردن افراد یا از طریق کشیدن میله داغ انجام میشد یا با نوک چاقو چشم را از حدقه در میآوردند. اگر یکی از حکام محلی بدون اجازه شاه مبالغی به عنوان مالیات از رعایا دریافت میکرد ممکن بود سبیل، بینی، گوش و چشم او را بکنند.
مجازات توهین به اسلام و پیامبر زنده سوزاندن در آتش بود. زنان زناکار را در چاه میانداختند. اگر کسی با اسلحه وارد آرامگاه شیخ صفی میشد مجازاتش اعدام بود. در مدارس نیز به فلک بستن و ترکه زدن کف پا و ریختن نمک روی زخم تنبیه متدوالی برای دانشآموزان بود.
منبع: مجله گنجینه زبان و ادبیات فارسی





