تاریخفرهنگستان

محبوبیت و نفوذ زبان فرانسوی در ایران چطور آغاز شد

بادبان: رایج‌ترین و مؤثرترین راه برای تبادل فرهنگی میان کشورها، ترجمه ادبی است و در دوران پادشاهی قاجار بود که ایران نیز در این عرصه، تحولی تاریخی را تجربه کرد. زبان و ادبیات فارسی نیز از این تعامل زبانی و فرهنگی بی‌نصیب نماند و ترجمه آثار مختلف علمی، فرهنگی و ادبی سبب ورود مضامین جدید به ادبیات فارسی شد و بر غنای آن افزود. اما در میان زبان‌های برگزیده‌شده برای ترجمه توسط ادبا و مترجمان ایرانی، زبان فرانسه جایگاه و اهمیت ویژه‌ای داشت.

در قرن نوزدهم نقش و اهمیت زبان فرانسه گستره‌ی جهانی داشت و در ایران نیز مهم‌ترین زبان خارجی به شمار می‌رفت. به همین سبب مبدأ نخستین آثار ترجمه‌شده در ایران زبان فرانسوی بوده است. قدیمی‌ترین متن ترجمه‌شده از زبان‌های غربی به فارسی کتاب «بدایع ‌الهندسه در لوح حلزون» قلمداد می‌شود. تاریخ آن به سال ۱۱۱۱ هجری قمری برمی‌گردد و برگردان آن به فارسی توسط «محمدرفیع» پسر «محمدمؤمن گیلانی» انجام شد. دومین ترجمه «بیانیه کنوانسیون ملی خطاب به ملت فرانسه» بود که در اوایل قرن سیزدهم قمری مقارن با سلطنت فتحعلی‌شاه قاجار انجام پذیرفت. گفته می‌شود مترجم آن به فارسی، فردی هندی به نام «میرزا احمدخان» بوده است.

محبوبیت و نفوذ زبان فرانسوی در ایران از کجا آغاز شد

مسیر ترجمه در ایران به طور خاص پس از شکست ایران از روس و به تشویق «عباس‌میرزا» ولیعهد ایران برای انتقال علوم و فنون نوین باز شد. این بار نیز منابع فرانسوی در اولویت قرار گرفت. در بخش ادبی اما اگر به نخستین آثار ترجمه‌شده بنگریم، می‌بینیم که بسیاری از آنها نیز از زبان فرانسوی برگزیده شده‌اند. به طور مثال می‌توان به رمان‌های «دون کیشوت» ترجمه داودخانف ارمنی، «حاجی بابای اصفهانی» ترجمه میرزا حبیب اصفهانی، «کنت مونت کریستو» ترجمه محمدطاهر میرزا و «سیاحت‌نامه‌ی کاپیتان آتراس به قطب شمال» ترجمه اعتماد السلطنه اشاره کرد.

حضور زبان فرانسوی در بخش آموزش ایران نیز پررنگ بوده است و حتی گفته می‌شود خود ناصرالدین‌شاه قصد نوشتن یک واژه‌نامه فارسی-فرانسوی داشته است. از جمله نخستین آثار در این حوزه می‌توان به کتاب «مکالمه فرانسه به فارسی» اثر میرزا علی‌اکبر خان (از پایه‌گذاران تئاتر در ایران) و «کتابچه‌ی صرف افعال فرانسه» نوشته میرزا رضا مهندس‌باشی (ز معلمان دارالفنون) اشاره کرد.

اما در علت محبوبیت زبان فرانسه میان مترجمان ایرانی می‌توان به چند دلیل اشاره کرد. نخست باید قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی فرانسه را در نظر داشت. آغاز حکمرانی شاهان قاجار در ایران با روی کار آمدن ناپلئون بناپارت در فرانسه مقارن بود. در همان سده که اوج قدرت استعماری این کشور به حساب می‌آید، فرانسه به کشوری صنعتی تبدیل شد و رشد اقتصادی بالایی را تجربه کرد. به این ترتیب در آن دوران، فرانسه یکی از قدرت‌های برتر اروپا و از بازیگران اصلی صحنه‌ی بین‌المللی به شمار می‌رفت. از این رو آشنایی و ترویج زبان فرانسوی برای قاجارها اهمیت زیادی داشت.

دلیل دیگر برای محبوبیت زبان فرانسوی میان ایرانیان را باید قدمت روابط دو کشور دانست. قدیمی‌ترین سند مکتوب از روابط میان دو کشور ایران و فرانسه به نامه شارل ششم پادشاه فرانسه برای امیر تیمور گورکانی در محرم ۸۰۵ هجری قمری برمی‌گردد. در دوران حکمرانی سلسله صفویه در ایران نیز پادشاهان فرانسوی از قبیل هانری چهارم، لویی سیزدهم و لویی چهاردهم، مراوداتی با ایران داشتند. نخستین سفرنامه‌های اروپاییان درباره ایران در این عهد نوشته شدند: سفرنامه‌های تاورنیه و شاردن. گفته می‌شود که پس از روی کار آمدن سلسله زندیه نیز مقارن با پادشاهی لویی شانزدهم، یک هیئت فرانسوی در اصفهان با علیمردان خان زند دیدار داشته است. دیدار بعدی فرانسویان از دربار ایران در دوره فرمانروایی آقامحمد خان قاجار صورت گرفت. در این زمان (۱۷۹۶ میلادی) دو فرانسوی به نام‌های اولیویه و برونیه برای تجدید روابط سیاسی و قراردادهای تجاری به ایران آمدند.

اما در دوران فتحعلی شاه قاجار بود که ایرانیان به دلیل ضعف در برابر ارتش روس تزاری و خودداری بریتانیا از کمک به ایران، به طور جدی روابط با فرانسه را در اولویت قرار دادند. در آن سال‌ها رسیدن خبر فتح مصر و ایتالیا توسط ناپلئون سبب شد فتحعلی شاه به قدرت ناپلئون دل ببندد و در سال ۱۸۰۴ نامه‌ای برای وی ارسال کند. متعاقب آن در سال ۱۸۰۷ عهدنامه «فینکنشتاین» میان ایران و فرانسه منعقد شد و عسگرخان افشار ارومی به عنوان سفیر ایران راهی پاریس شد. روایت شده که در دوران زمامداری فتحعلی‌شاه نامه‌ای از ناپلئون بناپارت به دربار ایران رسید اما چون کسی در ایران زبان فرانسه نمی‌دانست ناچار شدند آن را به بغداد ارسال کنند تا در آنجا به فارسی برگردانده شود.

نخستین محصلان ایرانی برای یادگیری علوم نوین ابتدا به انگلستان اعزام شدند اما در دوره‌ی محمدشاه قاجار نخستین هیئت محصلان ایرانی متشکل از پنج نفر به نام‌های محمدعلی آقا، میرزا زکی، میرزا یحیی، میرزا رضا و میرزا جعفرخان راهی فرانسه شدند. از این میان بعدها میرزا زکی خان به عنوان مترجم دارالفنون به ترجمه آثار متفکران اروپایی از زبان فرانسه به فارسی مشغول شد. به این ترتیب در این زمان بود که زمینه نفوذ فرهنگی فرانسه در ایران فراهم آمد. در این دوران فرانسویان اقدام به تأسیس کلیساهای کاتولیک در ایران کردند. ناصرالدین شاه قاجار که در دوران زمامداری‌اش با نفوذ روزافزون روس و انگلیس مواجه بود راه را برای ورود نیروی سوم یعنی فرانسه باز گذاشت اما نفوذ فرانسه در ایران از لحاظ سیاسی به پایه دو رقیب دیگر نرسید و تنها جنبه فکری و فرهنگی داشت.

در اروپا از سده هجدهم میلادی تا سال ۱۹۱۹ یعنی تاریخ برپایی «کنفرانس صلح پاریس»، برای نوشتن معاهدات و پیمان‌ها از زبان فرانسوی استفاده می‌شد چون این زبان از گستره واژگانی وسیع و قواعد دستوری جامع و دقیقی برخوردار بود. از طرفی وقوع انقلاب فرانسه سبب شده بود که موقعیت فرهنگی این کشور در جهان برجسته شود. اندیشه‌های عصر روشنگری فرانسه یعنی آزادی، برابری و تسامح در جهان مقبولیت بالایی یافت و مفاهیمی مانند قانون اساسی، حقوق بشر و حقوق شهروندی مطرح شد. از آن پس فرانسه به قطبی مهم و اثرگذار در دنیای ادبیات غرب تبدیل شد. این پشتوانه فلسفی و ادبی وسیع موجب شد زبان فرانسه در ایران نیز جایگاه ویژه‌ای پیدا کند. متفکران ایرانی که خواهان اصلاح امور و ترقی ایران بودند، دست به ترجمه آثاری از زبان فرانسه زدند تا افکار روشنگرانه خود را در ایران ترویج دهند. از جمله این افراد می‌توان به میرزا ملکم خان (مدیر روزنامه قانون و بنیانگذار فراموشخانه)، محمدطاهر میرزا (مترجم آثار الکساندر دوما) و جلال‌الدین میرزا (تاریخ‌نگار) اشاره کرد.

زبان فرانسه در محیط اشرافی ایران نیز از نفوذ و محبوبیت برخوردار بود. به طور مثال یک معلم زن فرانسوی به نام «مادام لامارینیر» که به فرزندان عباس‌میرزا زبان فرانسوی می‌آموخت، به مدت ۲۰ سال در ایران ماندگار و مشغول تدریس این زبان به فرزندان خانواده‌های اشرافی شد. بعد از راه‌اندازی دارالفنون، اولین معلمان اروپایی استخدامی که شش نفر بودند، از اتریش و ایتالیا آمدند اما زبان تدریس فرانسوی انتخاب شد چون تعداد مترجمان فرانسوی در تهران زیاد بود و کمتر کسی هم زبان‌های دیگر می‌دانست. در کنار دارالفنون، فرانسویان نیز در ایران مشغول به کار شدند و مدارسی مذهبی با زبان رسمی فرانسوی تأسیس کردند. وابستگان کلیسای لازاریست فرانسه که تابع کلیسای کاتولیک رم بودند، آلیانس جهانی یهود و آلیانس فرانسه سه نهادی بودند که برای گستراندن تفکر مذهبی و زبان فرانسه در ایران مشغول به کار شدند. آلیانس فرانسه به طور خاص علاوه بر تدریس مستقیم زبان فرانسوی، از مدارسی که زبان فرانسه تدریس می‌کردند حمایت مالی می‌کرد.

در پایان باید گفت مهم‌ترین نهادی که ترجمه را در ایران گسترش داد، دارالترجمه ناصری بود. این مجموعه به انضمام وزارت انطباعات تحت مدیریت اعتمادالسلطنه قرار داشت. ریاست دارالترجمه بر عهده صنیع‌الدوله گذاشته شد که خود در فرانسه تحصیل کرده بود. مترجمان اصلی این نهاد از جمله خود اعتمادالسلطنه بیشتر با زبان فرانسوی آشنا بودند. بعد از صنیع‌الدوله ریاست دارالترجمه به محمدحسین فروغی واگذار شد که او نیز از میان زبان‌های اروپایی بیشتر با فرانسوی مأنوس بود.

منبع: دوفصلنامه پژوهش ادبیات معاصر جهان


🔥 ممکن است این مطلب نیز برای شما جالب باشد: 👈تنزل سلیقه موسیقی ایرانی‌ها تقصیر کیست


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا