باشگاه روزنامهنگاران در یادداشتی به نحوه پاسخگویی فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت چهاردهم به پرسش بسیار مهم یک خبرنگار انتقاد کرد و نوشت: «دیروز خبرنگاری از سخنگوی دولت درباره افزایش کالابرگ که قرار است به حدود ۳۰۰ هزار تومان برسد، پرسیده بود: «این مبلغ حتی برای خرید پفک هم کافی نیست.» سخنگوی دولت هم در پاسخ گفته بود که «کالابرگ برای خرید پفک نیست و صرف خرید کالاهای اساسی میشود».
واقعاً این چه پاسخی به درد مردم است؟ سخنگوی محترم دولت حتماً متوجه هست که سؤال خبرنگار درباره پفک نبود. پفک فقط مثالی برای آنکه خبرنگار نشان دهد سفره مردم تا چه اندازه کوچک شده و قدرت خرید آنها تا کجا کاهش یافته است.
درد نهفته در آن سؤال این بود که افزایش ۳۰۰ هزار تومانی کالابرگ، در برابر هزینه واقعی زندگی یک خانواده امروز چه معنایی دارد؟
پاسخ به این سؤال البته نیازمند آن بود که سخنگوی دولت از سطح کلمه «پفک» عبور کند و درباره واقعیت زندگی مردم سخن بگوید؛ اینکه چه عواملی سفره مردم را کوچک کرده است، تحریم چه اثری بر اقتصاد و معیشت گذاشته و جنگ و محاصره چگونه میتواند فشار اقتصادی بر خانوادهها را بیشتر کند و توان خرید آنها را کاهش دهد.
مردم از سخنگوی دولت و دیگر ارکان آن انتظار دارند وقتی درباره کالابرگ سخن میگویند، توضیح دهند که این مبلغ اساساً قرار نیست هزینههای زندگی آنها را جبران کند. دولت خود بهتر از هر کسی میداند که چه بر سر سفره مردم آمده است. میداند فشار اقتصادی تا کجا رسیده، میداند جنگ چه فشاری بر خانوادهها و خانوارها وارد کرده و میداند چگونه سفره مردم کوچکتر شده است.
مردم میخواهند بدانند برای بزرگتر شدن دوباره این سفره چه باید کرد و دولت در این میان چه کاری از دستش برمیآید.
قدرت خرید زمانی برمیگردد که اقتصاد بتواند دوباره نفس بکشد؛ زمانی که تحریم و محدودیت کاهش یابد، جنگ و نااطمینانی پایان بگیرد و ارتباط اقتصاد ایران با بازارهای جهانی دوباره متصل شود.
مسئله دیگری هم هست که شاید بد نباشد سخنگوی دولت به آن بیندیشد. وقتی دولت نمیتواند درباره بسیاری از مسائل اصلی کشور خبر یا تصمیم تازهای به مردم بدهد، چه اصراری است که هر هفته نشست خبری برگزار شود یا درباره موضوعات مختلف اظهارنظر شود؟
سخنگو قرار نیست صرفاً تقویم نشستهای خبری را پر کند. سخنگو زمانی باید سخن بگوید که حرفی برای گفتن وجود داشته باشد؛ تصمیمی گرفته شده، گرهی باز شده، سیاستی تغییر کرده یا دستکم توضیح روشنی درباره مسئلهای مهم برای مردم وجود داشته باشد.
وقتی مهمترین مشکلات کشور یا همچنان لاینحل ماندهاند یا در تعلیق است یا اساساً خارج از اختیار و توان دولت قرار دارند، برگزاری مداوم نشست خبری چه فایدهای دارد؟ اینکه هر هفته مقابل خبرنگاران بنشینیم و به هر سؤال پاسخی بدهیم، الزاماً به معنای پاسخگو بودن نیست.
🔥 ممکن است این مطلب نیز برای شما جالب باشد: 👈روزنامه آلیک صدای ارمنیان ایران




