بادبان – نیما نوربخش
پرویز خرسند (۱۳۱۹ – ۱۴۰۵)، نویسنده، روزنامهنگار و چهره برجسته فرهنگی ایران، شخصیتی است که نام او با تحولات فکری و ادبی دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی و همچنین فضای مطبوعاتی سالهای آغازین پس از انقلاب پیوندی ناگسستنی دارد. مرگ او در ۸۶ سالگی (اردیبهشت ۱۴۰۵)، پایانبخش زندگی پربار نسلی است که نوشتن را نه تنها حرفه، بلکه ابزاری برای مسئولیت اجتماعی و آگاهیبخشی میدانستند.

خاستگاه فکری و پیوند با شریعتی
به گزارش بادبان، خرسند که متولد مشهد بود، از دوران نوجوانی پا به عرصه نویسندگی گذاشت. نقطه عطف زندگی فکری او، پیوستن به «کانون نشر حقایق اسلامی» به رهبری استاد محمدتقی شریعتی بود. این آشنایی، مسیر او را به سمت همراهی عمیق با دکتر علی شریعتی سوق داد. پیوند میان این دو چنان بود که شریعتی در وصف او گفته بود: «خرسند، نثر امروز را در خدمت ایمان دیروز ما قرار داد.» او نه تنها دوست و همراه نزدیک شریعتی بود، بلکه ویراستاری آثار او را نیز در دهه ۵۰ بر عهده داشت و در دوران فعالیت حسینیه ارشاد، بازوی توانمند این جریان فکری در بخش نشریات محسوب میشد.
آثار شاخص و سبک نوشتاری
سبک خرسند تلفیقی از نثر ادبی و مؤلفههای شعر نو بود که در میان خوانندگان نسل انقلاب بسیار تأثیرگذار بود. شاخصترین اثر او، «هابیل و قابیل» است که در صبح عاشورای سال ۱۳۵۰ نوشت و با صدای خود دکلمه کرد. این اثر با محتوایی حماسی و انقلابی، چنان با روحیه مردم در آن زمان گره خورد که نوار کاست آن با تیراژ میلیونی در حسینیه ارشاد دستبهدست شد. از دیگر آثار مکتوب او میتوان به «برزیگران دشت خون»، «آنجا که حق پیروز است» (با مقدمه محمدرضا حکیمی)، «مرثیهای که ناسروده ماند» (با مقدمه محمدتقی شریعتی)، «پیغام زخم»، «من و یگانه و دیوار» (خاطرات زندان) و «شرح ادبی نهجالبلاغه» اشاره کرد. آثار او اغلب بازتابی از دردهای اجتماعی، آرمانخواهیهای دینی و تحلیلهای ادبی از وقایع تاریخی بود.

فعالیتهای سیاسی و مطبوعاتی
زندهیاد خرسند به دلیل گرایشهای انقلابی و قلم تندش علیه شرایط حاکم، در دوران پهلوی بارها تحت تعقیب قرار گرفت و طعم زندان را چشید. او پس از انقلاب اسلامی نیز نقش مهمی در فضای مطبوعاتی ایفا کرد و با حکم حضرت آیتالله خامنهای، به عنوان «نخستین سردبیر هفتهنامه سروش» (در سالهای ۵۸ و ۵۹) منصوب شد. در این دوران، او تلاش کرد تا تریبون مجله پرفروش سروش را به فضایی برای تضارب آرا و ارتقای فرهنگ جامعه تبدیل کند. علاوه بر این، او مدتی را در «بنیاد شاهنامه» زیر نظر استاد جلالالدین همایی به تحقیق و پژوهش پرداخت که نشاندهنده تسلط او بر ادبیات کلاسیک فارسی در کنار گرایشهای نوگرایانه بود.
میراث و جایگاه فرهنگی
درگذشت پرویز خرسند بازتاب گستردهای در جامعه فرهنگی داشت. پیام تسلیت مقامات رسمی از جمله وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، بر این نکته تأکید داشت که خرسند متعلق به نسلی بود که قلم را امانت میدانست. او از جمله کسانی بود که در سختترین شرایط، شأن قلم را پاس داشت و هیچگاه از دغدغههای فرهنگی و انسانی خود دست نکشید. زندگی خرسند تنها روایت یک نویسنده نیست؛ بلکه آینهای از تاریخ فکری ایران در دهههای اخیر است. او توانست با زبانی که هم در میان روشنفکران مذهبی و هم در میان عامه مردم نفوذ داشت، مفاهیم دینی و اخلاقی را با ادبیات مدرن پیوند بزند. فقدان او بیتردید ضایعهای برای بدنه فرهنگ مکتوب و مطبوعات ایران است و نام او به عنوان نمادی از «نویسنده متعهد» در تاریخ رسانهای کشور ثبت خواهد ماند. او اکنون در قطعه نامآوران به خاک سپرده شده است؛ جایی که سزاوار چهرههایی است که عمر خود را صرف اعتلای اندیشه و قلم در این سرزمین کردند.
🔥 ممکن است این مطلب نیز برای شما جالب باشد: 👈پشت پرده آهنگ معین برای تیم ملی



