بادبان – نیما نوربخش – در تقویم عاطفی مردمان جنوب، نام «جهانبخش کُردیزاده» که همگان او را با نام «بخشو» میشناسند، فراتر از یک مداح است. او نه فقط حنجرهای برای مرثیهسرایی، که معمار صوتی یک فرهنگ عزاداری خاص بود. اگر بخواهیم تاریخ نوحهخوانی جنوب ایران را به دو دوره پیش و پس از او تقسیم کنیم، اغراق نکردهایم؛ چرا که بخشو، روح ناآرام و پرسوز بوشهر را در قالب موسیقی آیینهای عاشورایی به اوج رساند.

هنر روایتگری در موسیقی سوگ
به گزارش بادبان، بخشو، استاد بیبدیل استفاده از دستگاههای موسیقی ایرانی در دل نوحهخوانی بود. او بهخوبی میدانست چگونه با بهرهگیری از گوشههای «دشتی» و «حسینی»، فضایی را خلق کند که شنونده، بیاختیار خود را در میدان کربلا بیابد. برخلاف شیوههای رایج، نوحهخوانیِ او متکی بر صدای صرف نبود؛ او با بدن، با حرکت، با مکثهای بهموقع و اوج و فرودهای حماسی، روایتی دراماتیک از وقایع عاشورا ارائه میداد.
صدایی که از خاک برخاست
آنچه بخشو را از دیگران متمایز میکرد، صداقت لحنش بود. صدای او از جنس گرمای سوزان ساحل بوشهر و تلاطم بیقرار خلیج فارس بود. وقتی «واحد» میخواند، گویی سنگینی تاریخ را بر دوش میکشید. برای او، نوحه، صرفاً ابزاری برای گریاندن نبود؛ نوحه، رسانهای برای بازخوانی حماسه، عدالتخواهی و مظلومیت بود. او با چنان قدرتی کلام را با موسیقی در میآمیخت که شنونده، حتّی اگر به زبان بومی او مسلط نبود، لرزش درونی نهفته در کلماتش را با تمام وجود درک میکرد.

میراثی که در زمان جاریست
اگر امروز پس از گذشت دههها از مرگ او، هنوز نوحههایش بازخوانی میشوند و همچنان تازگی دارند، به این دلیل است که بخشو، «اصالت» را به «مد» ترجیح داد. او موسیقی آیینهای عاشورایی بوشهر را از حالت محلی خارج کرد و آن را به شناسنامهای برای فرهنگ عزاداری ایرانی تبدیل کرد. او به مداحی، «پرستیژ» و «شأن هنری» بخشید.

بخشو، در یاد جمعی ایرانیان، نمادی از پیوند هنر فاخر و ایمان قلبی است. او به ما آموخت که عزاداری، زمانی ماندگار میشود که با هنر ناب، اندیشه و شور حقیقی در هم آمیزد. امروز، هرگاه صدایی از «واحد»های معروف او در کوچه و خیابان میپیچد، انگار دوباره همان شور غریب جنوب است که در رگهای شهر جریان مییابد. بخشو، حالا نه یک فرد، که یک «مکتب» است؛ مکتبی که به ما یادآوری میکند چگونه میتوان با کلمات و نغمهها، در برابر فراموشی ایستاد و نامِ حقیقت را در قلبِ زمان حک کرد. او از میانِ ما رفت، اما طنینِ حنجرهاش در هر محرم، همچون زخمی تازه و زیبا، بر پیکرهی تاریخ هنرِ ایران باقی مانده است.
🔥 ممکن است این مطلب نیز برای شما جالب باشد: 👈شروهای بیریا برای ناصریا



