بادبان – نیما نوربخش – در دنیای اخبار، هیچچیز جذابتر از یک تکذیبیه نیست که ۴۸ ساعت بعد با یک عکس در فرودگاه به کل دود شود و به هوا برود. بازگشت بیژن مرتضوی به ایران، دقیقا همینطور بود؛ یک درام تمامعیار میان «ادعای رسانهای» و «انکار هنری» که در نهایت با نشستن هواپیما در فرودگاه امام (ره) تهران به پایان رسید. آن هم با تصاویری که این موزیسین و همسرش در شبکههای اجتماعی منتشر کردند. این بازگشت اما نه یک رویداد ساده بلکه پردهبرداری از لایههای پیچیدهای از تقابلهای رسانهای، سیاستگذاریهای فرهنگی نظام و انگیزههای هنری یک چهره شناختهشده بود. اتفاقی که طی سه چهار روز پرتنش، جمعی از ایرانیان داخل و خارج از کشور را درگیر آمدن یا نیامدن یک ستاره هنری کرد.

پرده اول: جنگ روایتها (از ۶ تا ۸ مهر)
همه چیز از ۶ مهرماه ۱۴۰۵ شروع شد. بهمن بابازاده، خبرنگار حوزه موسیقی، خبری کوتاه و بمبگونه منتشر کرد: «بیژن مرتضوی به ایران بازگشت.» هنوز ساعتی نگذشته بود که سد سکوت شکست. بیژن مرتضوی و همسرش (نیلا فرخی) با انتشار پستها و استوریهای متعدد در شبکههای اجتماعی با خشم و قاطعیت خبر بازگشت آقا بیژن را تکذیب کردند. مرتضوی در آن ویدئوها با اشاره به حضورش در ترکیه، بابازاده را به دروغگویی متهم کرد. طرفداران او هم در شبکههای اجتماعی شروع به هشتگسازی علیه شایعهپردازان کردند. اما پشتصحنه، معادلات جور دیگری بود. در حالی که مرتضوی میگفت «در ایران نیستم» و «این خبرنگار همیشه دروغ میگوید» شواهد میدان خبر چیز دیگری میگفت. ۸ مهرماه، با انتشار تصاویر ورود مرتضوی به ایران، تمام آن تکذیبیهها به تاریخ پیوست. در واقع بازگشت مرتضوی به میهن، آینهای تمامنما از چالشهای اعتبار رسانهای در عصر تکذیبیههای سریع بود.
پرده دوم: چوب دو سر طلا؛ رسانه یا حریم خصوصی؟
این ماجرا، یک کلاس درس برای رسانهها بود. بهمن بابازاده در یادداشتهای تند پس از این واقعه، نه تنها از صحت منابعش دفاع کرد، بلکه هنرمندان را به صبوری در مواجهه با اخبار اینچنینی دعوت کرد. این تقابل نشان داد که دیگر هیچچیز از چشم رسانههای تخصصی پنهان نمیماند. بیژن مرتضوی بزرگ، در این بازی رسانهای، قربانی شکافی شد که میان خلوت شخصی یک سلبریتی و حق دانستن مردم وجود دارد.
پرده سوم: چرا بازگشتها کلید خورد؟
اما چرا بیژن مرتضوی بعد از نیم قرن، آن هم در این شرایط سیاسی بازگشت؟ پاسخ فقط در زندگی شخصی او نیست؛ این بخشی از یک «استراتژی کلان» است. سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، خردادماه امسال از پروژهای سخن گفت که کمتر کسی جدیاش گرفته بود. او صراحتاً از «لیستهای بیش از ۱۰۰ نفره» برای دعوت از هنرمندان خارج از کشور خبر داد. صالحی با اشاره به اینکه «نظام با نگاه باز به مسئله مینگرد» تأکید کرد که انتظار نمیرود هنرمندان حتماً بمانند؛ همین که بیایند و بروند و ایران را ببینند کافی است. بازگشت هنرمندانی مثل قیصر (بینش بلور)، فاطمه معتمدآریا و محسن نامجو، تنها پیشدرآمدی بود بر بازگشت «بیژن ویولنزن». بازگشت مرتضوی، سیگنالی بود از تهران به خارج از مرزها: «آغوش ایران، اینبار متفاوت از همیشه باز است.»
پرده چهارم: پروژه صلح به یاد کودکان میناب
بیژن مرتضوی با دست خالی نیامد. او قبل از تایید خبر بازگشتش، قطعهای را برای کودکان مظلوم میناب ساخت و خودش هم خواند. انتخابی هوشمندانه؛ او به جای ورود به مباحث سیاسی ملتهب، دست روی زخم مشترک بسیاری از ایرانیان داخل و خارج کشور گذاشت. او با ترانه بابک صحرایی، پیامی صادر کرد: «نه جنگ، نه نفرت.» این یک حرکت نمادین برای تطهیر فضای افکار عمومی نسبت به بازگشتش بود؛ بیانیهای که میگفت: «من برای مردم آمدهام، نه برای سیاست.»
پرده پنجم: مردی که موسیقی را از خردسالی میشناخت
برای درک وزن این بازگشت، نباید به خواننده بودن او بسنده کرد. بیژن مرتضوی یک پدیده آکادمیک است. کودکی که از ۳ سالگی با ویولن آشنا شد و بعدتر یادگیری آن را نزد اساتید افسانهای مثل پرویز یاحقی و علی تجویدی مشق کرد. نوجوانی که در ۱۴ سالگی ارکستر ۳۲ نفره تشکیل داد و خودش تمام قطعات را تنظیم کرد و حتی زمانی مقام نخست مسابقات موسیقی دانشآموزی را کسب کرد. او نه فقط خواننده که آهنگساز و موزیسینی است که سازهای کوبهای، پیانو، تار و سنتور را مثل زبان مادری میشناسد. این بازگشت، بازگشت یک سلبریتی نیست؛ گویی بازگشت یک نهاد موسیقی به خانه است.
پرده ششم: آیا سد بازگشت هنرمندانی مخالف نظام شکسته شد؟
پرده هفتم: فصل تازه بازگشت به وطن
🔥 ممکن است این مطلب نیز برای شما جالب باشد: 👈برای آقای ریتم و رنگ و راز




سپاس بابت توضیحاتی که در این نوشته ارائه کردید. پیدا کردن مطلبی که بتوان آن را بدون سردرگمی تا انتها دنبال کرد همیشه خوشایند است. ساختار متن منظم بود. امیدوارم فرصت کنید در آینده هم درباره موضوعات مرتبط بنویسید.
افغانی
من افغانیم …مرگت چیه
مرتیکه دیوانه ایرانی ها دارن فرار میکنن اونوقت تو اونم تو این بدبختیها پاشدی اومدی که چی؟!بدبخت خل.چقدر پول گرفتی؟
عزیزم شایدم با پای خودش نیومده انداختنش بیرون یا دیگه سگم محلشون نمیذاشته از رو ناچاری برگشتن شاید با خودشون حساب کتاب کردن گغتن با پولی که ما اینجا درمیاریم جزو آدمای سطح متوسط باید زندگی کنیم ولی همین پول رو ببریم ایران برای خودمون ببخشید ی گوهی میشیم همه بهمون احترام میزارن چون چهره شناخته شده هستیم هم پول داریم دیگه نمیدونن ایران و مردمش دیگه با سابق فرق میکنه الان مردم هم آسیب دیده هستن هم از همه چی سر در میارن دیگه مردم ایران برای شماها تره هم خورد نمیکنن
الان چه وقت برگشتن،توی این اوضاع اقتصادی و شرایط جنگی.احتمالا خوشی زده زیر دل ش که برگشته!!!!
خوبه شیر دریایی برگشته به ایران شایدم برگشته به دریای مازندران. هیچوقت طرفدارش نبودم و اثری که به دل بشینه نداشت. مرتضوی بزرگ دیگه چی بود؟!!! مزدوجی یا همون شیر دریایی بیشتر بهش می خوره. اخه یه مرد در دهه هفتم زندگیش چرا باید شکل و ریختشو به این وضع دربیاره؟! اینا همه نشاندهنده شخصیت بی ثبات ایشونه و خیلی چیزای دیگه که همه خوب می دونند.
اینا هیچوقت دلشون به حال هیچ کس نمی سوزه، اینکه برای بچه های میناب می خونن فقط یه جور پدرسوختگیه برای رسیدن به اهداف خودشون در ایران. در واقع یه جور دکانه برای رنگ کردن عوام و در نهایت پیش به سوی منافع شخصی.کی گفته ایشون نزدیک نیم قرن ایران رو ندیدند ایشون حتی با اون خانم سابقش که فوت شدند چند بار به ایران آمد و رفت داشتند. چقدر پررو و وقیح تشریف دارید؟! خب قبول که سرزمین مادری هست و اومدین، درست ولی دیگه چرا دو روز قبلش شدیدا تکذیب کردید بالاخره حتما برنامه ای بوده هماهنگ بودین.جالبه چن روز بعد از تکذیب در فرودگاه امام در حال بوسه به خاک وطن و ثبت فیلم این صحنه با خانمش دیده شدند. اصلا نیازی به بوسیدن خاک وطن نبود، شیردریایی مضحک و مزخرف تو هر چند وقت یکبار می اومدی ایران و یکسری کاراتو می کردی و یه مقدار زمین و سایر چیزا به عنوان سرمایه گذاری انجام می دادی و می رفتی. چقدر تو وقیح و ریاکاری که طوری وانمود می کنی که انگار بعد ۴۷ سال اومدی بعدش غلط کردی که برای مردم و صلح و این چیزا اومدی. فقط دلت برای بچه های میناب سوخته بقیه بچه ها جی ؟! برای کیان پیرفلک دلت نسوخته. لعنت بر تو که بویی از شرف و انسانیت نبردی.
قصدبحث و جدل ندارم ولی متاسفم برای خودمون که همه چیز رو فقط سیاه و سفید میبینیم و نتیجه این میشه که اگه کسی با سلیقه سیاسی ماهم نظر بود تا عرش بالا می بریمش و اگه نبودصرف نظر از هنرش و تواناییش یا سوابقش تموم دق و دلیمون رو روش خالی می کنیم،،،آقای مرتضوی بی شک یکی از نوابغ هم عصر موسیقی ایران و یکی ازنوازندگان چیره دست ساز(خصوصا ویولن)هست…اجراهای ویولن ایشان تا مدتها صفابخش هر محفل و مجلسی و هرمناسبت و رویدادی بوده (و هنوزهم هست) قطعاتی نظیر:توفان،عشوه ،شیراز،مجنون و… در موسیقی ایران جاودانه شده اند علاوه بر این ایشون آهنگساز ،نوازنده و تنظیم کننده آهنگ برای بسیاری از خوانندههای معروف و محبوب ایرانی نظیر مهستی ستار حمیرا معین و… بودهاند این روش درستی نیست که ما هم ، همنوا با سیاستهای حاکم همه چیز رو فقط صفر یا صد ببینیم …ممکن است بعضی حرفها و حرکات ایشان مورد پسند ما نباشه (ازجمله تکذیبیه های ایشان) ولی این دلیل نمیشه که هنر ایشون ،تاثیرشون در موسیقی و یک عمر فعالیت هنری ایشون رو زیر سئوال ببریم.در این زمونه ای که کمتر ذوق و شوق و دلخوشی برامون مونده این معدودمشاهیر خودمون رو (که حتی درسطح جهانی نیز ستایش میشن و به عنوان مثال بین هزاران هزار نوازنده،برای اجرای موسیقی جام جهانی فوتبال برگزیده می شن)بی اعتبارنکنیم. تمرین کنیم به هم فرصت و احترام بدیم و برای همه ایرانیا (داخل و خارج) حق قائل بشیم.”ایران همیشه بمان”
ایشون هنر منده خدا خیرش بده هر کجا جوونیش رو گذروند و کیف کرد و به ریش اونایی که تو ایران هستن خندید حالا پیریش رو هم ببره همونجا الان تو این سن تو ایران چکار میکنه اصلا برای چی اومده ، دلش تنگ شده برای سرزمین مادریش ، بنظرتون یکم دلش دیر تنگ نشده ؟ بیخیال اقا اینا مارو احمق فرض کردن ،من اصلا ادم متعصبی نیستم ولی خونم بجوش میاد وقتی میبینم اینا عشق و حالاشون رو کردن حالا سر پیری پاشدن با دلار خدا تومن اومدن اینجا تا پادشاهی کنن بدون هیچ ناراحتی
خوش اومدفارغ ازهمه ی هیاهو
غلط کرده که خوش اومده مردیکه اینجا دیگه وطن این ترسوهای فراری نیست اینجا ایران ماست وطن ماست که با بد و خوبش کنار اومدیم و پاش وایسادیم الان اینا حکم مهمون رو دارن میتونن ی مدت بمونن بعد برن گورشون رو گم کنن اینا شاید یکم همون پشت شیشه تلویزیون برای مردم جذاب باشن ولی از نزدیک نه هیچ محبوبیتی ندارن
برگشتن الانت بوی مزدوری میده
سلام دوستان عزیز
چرا ما راجع به همه چی دوست داریم اظهار نظر کنیم
همه سیاست زده شده ایم وتمام مسائل را به سیاست گره میزنیم کمی هم ازدید هنری و فنی مطلب بزنید وبه افکار یکدیگر احترام بگذاریم
چقدر کثیف و نون بنرخ روز خور هستی،حالم ازت بهم میخوره
خوشی زده زیر دلت مد حسابی فکر کردی مثل اونجا مثل بنده معمولی خدا بعنوان مثال سوار ماشینت میری پمپ بنزین به کارگره میگی پرش کن خودتم پیاده نمشی یارو میگه چی گفتی شیشه رو بده پایین بشنوم بمض اینکه شیشه رو بکشی پایین ازهمون شیشه نیمه باز یقه تو میگیره میکشدت بیرون میگ مزدور دوزاری تا با چیز دیگه پرت نکردم برو گمشو هموگجا که بودی کچل!!!!!!!
هم اون قیصر هم بیژن مرتضوی هم هرکدوم از اینا که برمیگردن ایران از رو دلتنگیشون نیست اینا تو سالهای جوونیشون تا تونستن خوشگذرونیشون رو کردن اونجا هر غلطی دلشون خواسته کردن پولشون رو هم جمع کردن الان دیگه پیر شدن دیگه اونجا میخوان چه غلطی بکنن با وجود اینهمه جوون دیگه کسی اینا رو تحویل نمیگیره الان که پیر شدن خب دلارم که دارن قیمت دلار که سر به فلک کشیده گفتن جای اینکه اینجا بمونیم کسی تحویلمون نگیره میریم ایران هم بعد این همه مدت براشون جذاب هستیم و چند تا کنسرت هم میزاریم همه میان و خوب پول در میاریم هم دلار داریم اونجا پادشاهی میکنیم ، چرا تو جوونیشون نیومدن الان که ی پاشون لب گوره و دیگه سگم اونجا نگاهشون نمیکنه پاشدن اومدن ایران فکر کردن ایرانیا ندید بدید هستن میتونن جیبشون رو خالی کنن مطمئن باشید گربه محض رضای خدا موش نمیگیره دیگه نمیدونن اینقدر تو ایران ما هنرمندای خوش صدا و خوش چهره داریم که کسی این آدمایی که به وقت پا به فرار گذاشتن رو تحویل نمیگیره راست میگن تو جوونی میومدن نه حالا که ی پاشون لب گوره اون قیصر که شده عین بابا نوئل این بیژن که خوب اسمی روش گذاشته بیژن ویولون زن باید بهشون گفت برید گمشید بابا اینجا سرزمین مادرهاتون بود و هست ولی این سرزمین دیگه نه مال شما فراریان نه مال بقیه اتونه ایران سرزمین ماهایی هست که توش هر چی سرمون اومده رو با پوست و گوشت و خونمون تجربه کردیم و لمس کردیم باهم خندیدیم با هم گریه کردیم نه مال شما ترسوهای فراری کجا بودین وقتی ما تو ایران اینهمه مشکل داشتیم حالا اومدین دم از سرزمین مادری میزنین غکر کردین ۲ تا آهنگ بخونین و پاچه خواری کنین مردم فراموش میکنن باید همونجا میموندید و میمردید ( در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است … ورنه هر گبری به پیری میشود پرهیزگار )….
دمتگرم کتی🤌
بابا بیخیال شید یه هنرمند جهانی برگشته به خونش این آقا همون یه که تو فینال جام جهانی بده شکیرا ویالون میزد از نظر هنری به موضوع نگاه کنید این آقا اگه تو ایران اجرا هم نداشته باشه روزی دو تا بچه پولدار و آموزش به خدا تومن در میاره، همتون میدانید…دوستان خیلی وجود میخواد برگردی خیلی دلشون میخواد برگردی ولی میترسن که بیان چی میشه اینارو فکر کنید آی طرف عشق و حال کرده دمش گرم تو ام میرفتی میکردی نون هنرش و میخوره حال میکنه طرف میگه از سه سالگی رفته آموزش میدونی یعنی چی اصلا بچکی نکرده فقط زیر فشار پدرومادر بوده بهش می رسه حال کنه
اینکه این هنرمندان میهن دوست به کشور بر میگردند ، خوبه .
ولی ای کاش به نخبگان علمی کشور که بهشون بی توجهی شده هم اهمیت بدهند.
خیلی از این نخبهها میتونن در کشور توسعه علمی و فناوری و اقتصادی ایجاد کنند.
متاسفانه این مورد در کشور نسبت بهش بی مهری شده . شاید پشت عدم توجه به نخبگان، دست دشمن در کار و مسیول نالایق برخورد خوبی ندارد.