
۲- مهستی از کودکی شیفته آوازهای اصیل ایرانی و غزلهای عاشقانه بود؛ صدایی داشت که معلمان و همکلاسیهایش را ساکت میکرد. او با هر ترانه، به زنان ایرانی جسارت میداد که احساسشان را فریاد کنند، عشقشان را پنهان نکنند، ولی در عین حال وقارشان را نگه دارند. گاهی فکر میکنم مهستی فقط یک صدا نبود؛ پناهی بود برای روزهایی که دل آدم طاقت نمیآورد. صدایی که وقتی از رادیوهای کوچک ترانزیستوری یا کاستهای قدیمی شنیده میشد، چیزی در دل آدم فرو میریخت و همزمان چیز دیگری دوباره ساخته میشد. شاید اگر روزی در بزمی کوچک در تهران نمیخواند، هیچکس نمیفهمید که این دختر جوان قرار است روزی یکی از مهمترین صداهای زنانه قرن شود.

۴- مهستی در سالهایی نفس کشید که جهان برای زنان مهربان نبود. برای زنانی که میخواستند صدای خودشان را داشته باشند، راه خودشان را، رویای خودشان را. صدایش، صدای مادران و خواهرانی است که عاشق شدند، شکستند، دوباره ساختند و ادامه دادند. گویی مهستی ، آینهای از ما بود؛ آینهای که تَرک خورد اما نشکست. او با همان لبخند محجوبی که پشتش اندوه مجهولی بود، ایستاد؛ نه با عصیان بلکه با همان صدای آرامی که میگفت: «من هستم حتی اگر جهان نخواهد». نزدیکانش میگفتند او گاهی پشت صحنهها، آنقدر ساکت مینشست که چای مقابلش سرد میشد و او حتی نمیفهمید. فقط میگفت: «صدا که بیاد، حالم خوب میشه» انگار برای او آواز خواندن نه یک حرفه، نه یک انتخاب که تنها راه نجات بود.
۵- از مهستی خاطرات زیادی مانده؛ اما مردم همیشه دنبال آن چیزهایی هستند که در هیچ گفتوگویی نیامده. از کسانی که کنارش بودند، بارها نقل شده که مهستی وقتی تمرین میکرد، اغلب به نقطهای خیالی خیره میشد. انگار کسی یا چیزی را آن سوی صحنه میدید. در یکی از سفرهایش، کسی تعریف میکرد: «وقتی هواپیما بر زمین نشست، باران شدیدی میبارید. مهستی که از پلهها پایین میآمد آرام گفت: بارون که میاد، تهران یادم میفته و بعد ساکت شد.» کسی نپرسید چرا! این سکوتها بخشی از اسرار مهستی بود؛ حتی وقتی به صحنه میرسید و نور پروژکتورها صورتش را روشن میکردند و مردم به افتخارش بیوقفه دست میزدند.اما آنچه عجیب است اینکه مهستی هرگز نقش «ستاره» را بازی نمیکرد حتی وقتی چنان ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد.
۶- از مهستی، چیزی بیش از ترانهها و آوازهایش مانده است. نه فقط «بارون احساس»، «بیا بنویسیم»، «طعنه»، «آخرین طبیب» و یا دهها قطعهای که برای هر لحظه از زندگی، گویی بهترین نسخه ممکن هستند. از او حسی به جا مانده؛ حس اینکه میشود با آرامی، با نجابت، با درونگرایی، محبوب یک ملت شد. از او غربتی مانده که حتی سالها بعد از رفتنش، هنوز در چشمان ایرانیان در سراسر جهان سوسو میزند. هایده که در سرمای زمستان ۱۳۶۸ رفت گویی تکیهگاهش شکست. دوستانش میگفتند مهستی مدام در خلوتش، صدای هایده را گوش میداد و اشک میریخت. انگار با مرگ هایده، صدای مهستی هم نیمهجان شد. اما عجیب این که همان رنجها، همان شکستها و همان تنهاییها، مزه صدایی شدند که میلیونها نفر با آن زندگی کردند و زندگی میکنند.
🔥 ممکن است این مطلب نیز برای شما جالب باشد: 👈خانمها آقایان؛ این آغاسی است که میخوانَد




تلاش نکنید این زن رو هنرمند جلوه بدید اون الان در اوج جهنم هست. هرچه قدر صداشو پخش کنید ، آتش شعله ورتره
خیلی خری نفهم بیشعور
احمق بیشعور خاک تو سرت یبلق
صدایی که خالصانه و خدایی بود هرگز جهنمی نخواهد بود، بهشت جایگاه عاشقان است.
معلومه خیلی هولی به قول یه بنده خدایی بجای بیشعور باید بهت بگن
بی شاعوری
اتفاقا جاش تو وسط بهشته، حالا فهمیدی؟ خدا رحمت کنه بانو مهستی
لعنت بر ذات کثیفت ،خانم مهستی و حمیرا و هایده اسطوره های صدا هستند که باعث افتخار ایران و ایرانی هستند،خانم مهستی روحت شاد و از اینجا دستهای مهربانت را میبوسم
مهستی و هایده هردو اسطوره آواز و موسیقی پاپ ایرانی هستند مهستی کشف استاد یاحقی بود و الحق که حق استادی را با ملودیهای زیبایش بجا آورد .یادشان جاوید
اگر مهستی در جهنم باشه من هم دوست دارم برم جهنم
هرکی دل کسی شاد کنه یک بهشتی مهستی دل هزارن نفر ایرانی شاد کرد دلیل نیست با ناراحتی شما بر جهنم
تلاشی نیست…
حقیقت همیشه زنده ست…
چه پشت ابر
چه پس ابر
ازکجامیدانی که جایش توجهنمه.خداوندمیفرمایدهرکس بتوانددل انسانهاراشادکندجایش توبهشت است.اتفاقاصدای ماندگار مهستی و هایده وحمیراوکسانی که میتوانند دل انسانهاراباآوازماندگارشان شادکنندروح وروانشان همیشه زنده خواهد ماند.اینهافرشتگان آسمانی درزمین اند .شمابی زحمت خودتوببربه روانپزشک نشان بده.
آتش برای تو شعله وره که خودتو جای خدا فرض میکنی و برای دیگران حکم بهشت و جهنم و آتش صادر میکنی به کمی از حسادتت کم کن ، اگر نمیتونی برو پیج های مذهبی رو بخون و اینورا نیا که حرارت آتش حسادتت بقیه رو بسوزونه
میشه بگی چرا این حرف رو زدی
هم هایده و هم مهستی واقعا آوای ماندگاری داشتند…. روحشان شاد
مهستی و هایده دو فرشته بهشتی بودند یادشان جاودان هست در سینه ما
آی جانم مهستی عزیز .. به حقیقت تو آخرین طبیبی که لحظه های آخر به داد من رسیدی
بین من و تو درد شبیه است چه بسیار
درود خدا بر مهستی،هایده،حمیرا،سوسن و…درسته این دنیا رو نداشتند ولی شک نکنید اون دنیا خدا مثل انسانها بدجنس نیست..
خوش صداتر از مهستی و هایده دنیا دیگر به خود نمی بیند
خفه شو بی شعور تو معنی مستی رو میدونی که بانو مهستی رو بخای مورد قضاوت قرار بدی
آنچه عیان است چه حاجت به بیان است.
ای بابا صلوات ختم کونید خوبیت نداروا
چه اسراری دارید که جواب یه انگل را بدید ..خودتونو خسته نکنید اون از بس خودشون زدن ب نفهمی .دیگه کاملا شدن نفهمه ب تمام معنا….