⏰ زمان گوش سپردن: ۱۰ دقیقه
♫ نام قطعه: از خون جوانان وطن
⚪خواننده: محمدرضا شجریان
⚪شاعر: عارف قزوینی
⚪آهنگساز: عارف قزوینی
⚪تنظیم: فرامرز پایور
⚪دستگاه/آواز : دشتی
⚪زمان انتشار این اجرا : ۱۳۵۸ خورشیدی
⚪نام آلبوم: راز دل
⚪ناشر: دل آواز
متن شعر تصنیف از خون جوانان وطن لاله دمیده:
بند ۱
هنگامِ می و فصلِ گل و گشتِ چمن شد
دربار بهاری تهی از زاغ و زغن شد
از ابرِ کرم، خطّهٔ ری رشکِ خُتَن شد
دلتنگ چو من مرغِ قفس بهرِ وطن شد
چه کجرفتاری ای چرخ
چه بدکرداری ای چرخ
سرِ کین داری ای چرخ
نه دین داری،
نه آئین داری نه آیین داری ای چرخ
بند ۲
از خونِ جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سروِ قدشان، سرو خمیده
در سایهٔ گل بلبل از این غصه خزیده
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده
چه کجرفتاری ای چرخ
چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری،
نه آئین داری نه آیین داری ای چرخ
بند ۳
خوابند وکیلان و خرابند وزیران
بردند به سرقت همه سیم و زرِ ایران
ما را نگذارند به یک خانهٔ ویران
یا رب بستان دادِ فقیران زِ امیران
چه کجرفتاری ای چرخ
چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری،
نه آیین داری ای چرخ
بند ۴
از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن
مشتی گرت از خاکِ وطن هست بهسر کن
غیرت کن و اندیشهٔ ایامِ بتر کن
اندر جلو تیرِ عدو، سینه سپر کن
چه کجرفتاری ای چرخ
چه بد کرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری،
نه آیین داری ای چرخ
بند ۵
از دستِ عدو نالهٔ من از سرِ درد است
اندیشه هر آنکس کند از مرگ، نه مرد است
جانبازیِ عشاق، نه چون بازیِ نرد است
مردی اگرت هست، کنون وقتِ نبرد است
چه کجرفتاری ای چرخ
چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری،
نه آیین داری ای چرخ
بند ۶
عارف زِ ازل، تکیه بر ایام نداده است
جز جام، به کس دست، چو خیام نداده است
دل جز بهسر زلفِ دلارام نداده است
صد زندگی ننگ به یک نام نداده است
چه کجرفتاری ای چرخ
چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری،
نه آیین داری ای چرخ




