بادبان – سعید یزدانی – عادل فردوسی پور را میتوان یکی از نخبگان طراز اول و متخصص برنامهسازی ورزشی لقب داد. با هوش و ذکاوتی که دارد در شناخت و نیاز مخاطب خود بسیار زیرکانه عمل میکند. او میداند در چه زمانی برنامه بسازد و با چه ادبیاتی با مخاطب خود ارتباط برقرار کند.
جاذبههای عادل فردوسیپور را میتوان علاوه بر هوش و ذکاوت به مهندسی کلام و مخاطبشناسی او تسری داد؛ او به مانند یک رفتارشناس اجتماعی، جامعه مخاطب خود را پایش میکند و از سر نیاز مخاطب، برنامه میسازد و مخاطبانش بعد از اتمام برنامههایش احساس خستگی و کسالت نمیکنند و اغلب مخاطبان دوست دارند ساعتها پای برنامه او بنشینند و بعد از اتمام برنامه احساس فراگیری یک کلاس آموزشی سطح بالا را دارند.

این هنر ذاتی اوست که به راحتی دانش و مهارت خود را به مخاطب منتقل میکند و در برقراری ارتباط با مخاطب خود یک استاد زبردست و با هوشی است.
اغلب مخاطبان در تماشای برنامه عادل به خود انگیختگی لازم میرسند و در انتخاب تماشای برنامههای او عالمانه عمل میکنند.
برنامههای عادل مثل کت و شلواری است که به تن آدم مینشیند و آدم از پوشیدن آن لذت میبرد و از کهنگی آن خسته نمیشود و فکر میکند با این کت و شلوار، کلاس و شخصیت او با دیگران متفاوت است. گویی انسان هر بار به سراغ گنجه لباسش میرود با توجه به فراوانی کت و شلوار، انتخابش همان کت و شلوار قدیمی است.
با توجه به همه محدودیتها و هزینههای دسترسی، برنامههای او در صدر انتخاب مخاطبان قرار دارند.
دلیلش آن است که با زبان و ادبیات مردم حرف میزند، نقد عالمانه دارد، از تعریف بیاساس پرهیز میکند و کالاهای فیک و بیارزش را در بازار خود به نمایش نمیگذارد.

حوزه نفوذ او به میانگین سنی کاری ندارد و مخاطبان برنامه نود را با خود به برنامههای جدیدش منتقل کرده است. مخاطبان نوجوان سالهای پیش او به جوانی و میانسالی رسیدهاند و جوانان مخاطب دیروز او از مرز میانسالی عبور کردهاند و کهنسالان ایرانی هنوزم برنامه میثاقی را با نام برنامه نود میشناسند.
این مدل نفوذ اجتماعی و محبوبیت و مقبولیت عمومی علاوه بر هوش و ذکاوت ذاتی به ماهیت مهربان و احساسات عمیق اجتماعی نیازمند است که در درون عادل وجود دارد. برنامههای فوتبالی و نام عادل فردوسیپور در ایران با هم گره خوردهاند و باز کردن این گره غیر ممکن است و تا برنامههای فوتبالی هست عادل هم هست.
باید با فردوسیپور مهربانی کرد؛ با داس جهالت نمیتوان شاخههای این درخت تنومند را هرس کرد. ریشه این درخت در دل میلیونها ایرانی جای دارد. تلویزیون، خانه عادل فردوسیپور است. تلویزیون مخاطب میخواهد و مخاطب هم برنامههای جذاب و دلنشین را بر میگزیند. این سرمایه اجتماعی را با عقلانیت به خانهاش برگردانید تا میلیونها مخاطب دوباره به سمت شما کوچ کنند و صدها کارشناس طراز اول بر صندلیهای کارشناسی تکیه بزنند و از این همه نفوذ اجتماعی برای توسعه ورزش استفاده کنید.
*کارشناس اجتماعی
🔥 ممکن است این مطلب نیز برای شما جالب باشد: 👈تتلو معلول یک انحراف سیاسی



