بادبان– سپیده کلارستاقی – علوم غریبه مشتمل بر پنج شاخه از علوم خفیه یا پنهان به نامهای کیمیا، لیمیا، هیمیا، سیمیا و ریمیا است که به آنها «خمسه محتجبه» نیز میگویند. برای به خاطر سپردن نام آنها اصطلاح «کُلّه سِرّ» از حروف ابتدایی هر یک ابداع شده است که معنایش «به تمام رازآلود» است. رواج این علوم در ایران را نباید محدود به دوران پسااسلامی بدانیم. از آنجا که در متون اوستایی از جادو، پیشگویی مغان و نبرد با جادوگران بسیار گفته شده است، به این نتیجه میرسیم که در دوران کهن نیز ایرانیان با این علوم آشنا بودهاند. پس از ورود اسلام به ایران، این علوم غریبه به دلیل انکار نشدن از سوی قدرت حاکم به حیات خود ادامه دادند و به طور خاص پس از یورش مغولها پررنگتر شده با خرافات اقوام بیگانه نیز مختلط شدند.
از میان شاخههای متعدد علوم غریبه، علم لیمیا بیشتر مورد توجه زنان قرار گرفت. این علم که موضوعش ارتباط برقرار کردن با ارواح و فرشتگان و کمک گرفتن از آنهاست هنوز هم در ایران به خصوص میان زنان هواداران زیادی دارد. اما نگاه امروزی مردم ایران به علم لیمیا ریشه در فرهنگی دارد که در دوران صفوی ریشههای آن قوام پیدا کرد. زنان در این دوره برای رسیدن به آمال و آرزوهایی که داشتند به لیمیاگران متوسل میشدند. تصور همگانی در آن زمان (و البته امروز) این بود که دانایانِ این دانش پنهان به واسطه ارتباط با نیروهای غیبی دارای یک قدرت روحانی میشوند و میتوانند برای کسب منافع یا دفع مضرات به مراجعهکنندگان خود کمک کنند.

آداب علم لیمیا
لیمیاگری آداب و مناسک خاصی دارد. ابتدا لیمیاگر باید ساعت سعدی را انتخاب کند. سپس با بدن و لباس طاهر بدون شک و تردید به نتیجه و اثربخشی، مشغول به کار شود. آنها روی الواحی از جنس طلا، مس، نقره، سفال یا پارچه و پوست حیوانات، نقوش و آیاتی را با مشک و زعفران مینویسند. این اوراد و طلسمهای مکتوب به طالب آن داده میشود تا با انجام دستوراتی منتظر اثر بخشیدن کار بمانند.
طلسم چیست
طلسم محور علم لیمیاگری است و شامل نقوش و نوشتههای مرتبط با جادو و نجوم است. جنس طلسم عموما از سنگهای قیمتی (احجار کریمه)، اجزای بدن انسان یا حیوان مثل پوست، مو و ناخن، قطعات فلزی، تکههای چرم یا شکلکهای آدمکگونه و تندیس به صورت مهره، گوشواره، گردنبند و غیره است. طلسم بر پدیدههای طبیعی، اندیشه و احساس انسان و رویدادها اثر میگذارد. نیک و بد این اثرگذاری به نیت سازنده آن بستگی دارد. میتواند از وقوع پدیدههای شوم پیشگیری کند یا به افراد خاص آسیب برساند.
تعویذ چیست
واژه تعویذ از ریشه «عَوَذَ» به معنی پناه بردن یا پناه دادن، حمایت یا پشتیبانی کردن و در پناه کسی از شر دشمن آسوده زیستن است. به تعویذی که بر بازو بسته میشود «کُماهه» میگویند. به تکه فلز یا چیز دیگری که روی آن طلسم یا تعویذ نوشته میشود، «پَتَر» میگویند. پس تعویذ مانند چشم زخم که از گردن آویخته میشود، کارش حفظ انسان از آفات و بلایاست.
حِرز چیست
حرز یکی دیگر از اشکال لیمیاست. معنی آن محل اختفا، پناهگاه، بهره، حظ و نصیب است. منظور از آن در لیمیا دعایی است که روی کاغذ مینویسند تا آفات و بلایا را دفع کند. تفاوتش با تعویذ این است که حرز اغلب خاصیت پیشگیری دارد و حتی بدون این که فرد آن را همراه داشته باشد، تنها خواندنش میتواند مؤثر باشد.
مشتریان علم لیمیا چه کسانی بودند
ایران عهد صفوی جامعهای مردسالار بود و زنان چندان نقشی در امور اجتماع نداشتند. زنان طبقات بالا در حرمسرا زندگی میکردند و جز فرزندآوری انتظار دیگری از آنها نمیرفت. البته اندکی از زنان مانند مهینبانو خواهر شاه تهماسب، زینب بیگم و پریخان خانم دختران شاه طهماسب و مهدعلیا همسر شاه محمد خدابنده استثنائا توانستند نفوذ بالایی در دربار پیدا کنند. عموما زنان حتی اجازه خروج از منزل نداشتند و اگر قرار بود زنان اشرافی جایی بروند، محل گذر آنها را قُرُق میکردند. زنان طبقات پایینتر آزادی عمل بیشتری داشتند و برای خرید یا شرکت در جشنها میتوانستند به کوچه و خیابان بیایند. از آنجا که موقعیت زنان به شوهران آنها بستگی داشت و در این موارد نیز حق انتخاب با آنها نبود، برای مواجهه با مشکلات و مسائل زندگی خود، راهحل منطقی یا مهارت مناسبی نداشتند. پس تعجب ندارد که به استفاده امور ماوراءالطبیعه و غیرعادی متوسل میشدند.
زنان در چه اموری از لیمیا استفاده میکردند
در فضای ایران قدیم که موقعیت زنان براساس موقعیت مردان تعیین میشد، ازدواج و جلب توجه مردان برای سرنوشت آنها بسیار اهمیت داشت. از طرف دیگر چند همسری در ایران رواج داشت و زنان متعدد یک مرد برای کسب موقعیت بهتر و جلب محبت شوهر با یکدیگر در رقابت بودند. کنیزان نیز از این رقابت خارج نبودند. طبیعی است که این رقابت در حرمسرای شاه بیشتر و شدیدتر بود. روایت شده که «شیخ بهایی» برای یکی از زنان شاه طلسمی نوشت تا شاه مطیع او شود. گشودن بخت، جذب محبت محبوب و حذف رقیبان اصلیترین کاربرد لیمیاگری برای زنان بود.
استفاده دیگر لیمیا برای زنان، مساله فرزندآوری بود. زنانی که موفق به زاییدن فرزند نمیشدند از چشم شوهر و خانواده او میافتادند. به این ترتیب به دنیا آوردن فرزندان متعدد یکی از عوامل ارتقای رتبه زن میان رقیبانش بود. از آنجا که دانش پزشکی در ایران قدیم چندان رشد نکرده بود زنان به علوم غریبه رو میآوردند تا صاحب فرزند شوند. اهمیت این موضوع تا آنجا بود که مثلا یکی از عالمان شیعه عصر صفوی به نام «شیخ ملا محسن فیض کاشانی» برای درمان مشکل باروری زنان توصیه کرده بود «بزغاله فربهی را با آب کم پخته و آب آن را بخورند و آیاتی را بر ظرف پاکیزهای بنویسند و بشویند و آن را بیاشامند». شیخ بهایی نیز در کتاب نقش سلیمانی، تعویذات زیادی برای بارور شدن زنان نوشته است مثل نوشتن آیهای از قرآن «روی پوست آهو با زعفران و گلاب و بستن آن بر گلوی زنان».
سایر موارد استفاده از علم لیمیا توسط زنان شامل مواردی مثل پسرزایی، سلامت نوزاد هنگام زایمان و چشم زخم میشد. به طور مثال اعداد خاصی روی سفال آبندیده مینوشتند و به زن زائو نشان میدادند تا نوزادش به سلامت به دنیا بیاید. اورادی نیز روی کاغذ نوشته میشد و روی ران و زانوی زنان آبستن بسته میشد. اعتقاد به چشم زخم نیز از دیرباز در ایران رایج بوده است و به پیش از اسلام بازمیگردد. در اوِستا از دیو چشم زخم با عنوان «یاغشی» نام برده شده است. یکی از تعویذهایی که هنوز برای دفع چشم بد در ایران استفاده میشود، سوزاندن اسپند است. البته این کار آداب خاصی داشته است. بهتر میدانستند که اسپند را در غروب آفتاب بسوزانند و روز شنبه برای خریدن آن توسط علما توصیه شده بود. جمعه بهترین روز برای سوزاندن اسپند بود و در وقت سوزاندن نیز این ورد خوانده میشد: «بترکه چشم حساد و حسود، برافتد منافق و جهود» و بعد نام دشمنان را میبردند. برای تأثیر بیشتر نیز سیاهی اسپند را روی کف پا و دست و سربینی میکشیدند.
منبع: مجله پژوهشنامه تمدن ایرانی




